مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی حمیلة


معنی حمیلة

حمیلة. [ ح َ ل َ ] (ع اِ) دوال شمشیر. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || کل و سربار. (اقرب الموارد). گران . (منتهی الارب ). هو حمیلة علینا؛ او گران و مانند عیال است بر ما. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).

معنی حمیلة- ترجمه حمیلة برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد حمیلة اینجا را کلیک کنید

هم معنی حمیلة


ترجمه حمیلة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه حمیلة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی حناء

حناء. [ ح َن ْءْ ] (ع مص ) سبز شدن و در هم پیچیدن گیاه . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || گائیدن زن را: حناالمراءة؛ گائیدن زن را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

معنی حمیصة

حمیصة. [ ح َ ص َ ] (ع اِ) گوسپند دزدیده . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (مهذب الاسماء). ج ، حمائص .

معنی حناء

حناء. [ ح ِ ] (ع اِمص )گشن خواهی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).

معنی حمیم

حمیم .[ ح َ ] (ع ص ، اِ) قریب و خویشاوند. ج ، اَحِمّاء. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). و گاه حمیم برای جمع مؤنث نیز آید. (منتهی الارب ). || دوست . صدیق .(اقرب الموارد). || آب گرم . (منتهی الارب )(اقر

معنی حناء

حناء. [ ح َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گاوکان بخش جبال بارز شهرستان جیرفت . واقع در دوهزارگزی جنوب خاوری مسکون و 2هزارگزی جنوب راه مالرو سبزواران - کروک . ناحیه ای است واقع در جلگه . گرمسیری و دارای 1

معنی حن

حن . [ ح َن ن ] (ع مص ) بازگردانیدن و بازداشتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). || برگشتن . (تاج المصادر بیهقی ). || بخشودن . || مهربانی کردن . || (ع اِ) ترس برکسی یا چیزی از مهربانی بر

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: