مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی حسین طهرانی


معنی حسین طهرانی

حسین طهرانی . [ ح ُ س َ ن ِ طِ ] (اِخ ) ابن عبدالرحیم اصفهانی فقیه اصولی . صاحب «الفصول الغرویه » در اصول .وی در 1261 هَ . ق . / 1845 م . درگذشت . (معجم المؤلفین از بروکلمان پیوست ج 2 ص 827) (ذریعه ج 11 ص 205).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد حسین طهرانی اینجا را کلیک کنید

هم معنی حسین طهرانی


ترجمه حسین طهرانی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه حسین طهرانی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی حسین طبری

حسین طبری . [ ح ُ س َ ن ِ طَ ب َ ] (اِخ ) ابن اردشیربن محمد کاتب ملقب به نجم الدین و مکنی به ابوعبیداﷲ. شاگرد نجیب الدین یحیی (601 - 689 هَ . ق .). بوده و از وی اجازه ٔ روایت دارد. (ذریعه ج 1 ص 253).

معنی حسین عباسی

حسین عباسی . [ ح ُ س َ ن ِ ع َب ْ با ] (اِخ ) ابن علی عباس معروف به سافون . حاکم کوکبان در سده ٔ دوازدهم هجری بود چند ارجوزه در علم کلام داشت . (معجم المؤلفین از نشر العرف ج 1 ص 586).

معنی حسین عبیدی

حسین عبیدی . [ ح ُ س َ ن ِ ع ُ ب َ ] (اِخ ) ابن حمادبن میمون مکنی به ابوعبداﷲ. او راست : کتاب الحدیث . (ذریعه ج 6 ص 323).

معنی حسین طبیب

حسین طبیب . [ ح ُ س َ ن ِ طَ ] (اِخ ) از اطباء زمان میرزا ابوالقاسم بابر و سلطان ابوسعید بود. و برادرزاده اش مسیح الدین حبیب اﷲ نیز پزشک بود. (رجال حبیب السیر ص 187).

معنی حسین عشاری

حسین عشاری . [ ح ُس َ ن ِ ع َش ْ شا ] (اِخ ) ابن علی بن حسن بن محمدبن فارس عشاری بغدادی شافعی ملقب به نجم الدین و مکنی به ابوعبداﷲ فقیه اصولی . قاضی بصره بود. در 1150 هَ . ق . 1737/ م . متولد و در بصر

معنی حسین ظافر

حسین ظافر. [ ح ُ س َ ف ِ ] (اِخ ) ابن موسی بن علی بن موسی . در طرابلس غرب متولد شد و از دانشکده ٔ افسری استانبول فارغ التحصیل گشت و در 27 رمضان 1371 هَ . ق . 1952/ م . درگذشت و مؤلفاتی دارد. (معجم ال

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<