مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی حسین طبعی


معنی حسین طبعی

حسین طبعی . [ ح ُ س َ ن ِ طَ ] (اِخ ) کمال الدین سیستانی یا سمعانی . شاعر سده ٔ یازدهم هجری است . (ذریعه ج 9 ص 644).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد حسین طبعی اینجا را کلیک کنید

هم معنی حسین طبعی


ترجمه حسین طبعی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه حسین طبعی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی حسین عاملی

حسین عاملی . [ ح ُ س َ ن ِ م ِ ] (اِخ ) رجوع به حسین حارثی شود و حسین کرکی و حسین مشغری و حسین محفوظ شود.

معنی حسین طبرسی

حسین طبرسی . [ ح ُ س َ ن ِ طَ ب َ ] (اِخ ) نوری ، چنانکه خود گاهی امضا میکرد. و طبری نسبت به طبرستان را اراده میکرد. رجوع به حسین نوری شود.

معنی حسین طبیب

حسین طبیب . [ ح ُ س َ ن ِ طَ ] (اِخ ) از اطباء زمان میرزا ابوالقاسم بابر و سلطان ابوسعید بود. و برادرزاده اش مسیح الدین حبیب اﷲ نیز پزشک بود. (رجال حبیب السیر ص 187).

معنی حسین ظافر

حسین ظافر. [ ح ُ س َ ف ِ ] (اِخ ) ابن موسی بن علی بن موسی . در طرابلس غرب متولد شد و از دانشکده ٔ افسری استانبول فارغ التحصیل گشت و در 27 رمضان 1371 هَ . ق . 1952/ م . درگذشت و مؤلفاتی دارد. (معجم ال

معنی حسین طات زاده

حسین طات زاده . [ ح ُ س َ ن ِ دَ ] (اِخ ) رومی فقیه اصولی جدلی بود. او راست : حاشیه بر حاشیه ٔ میر سید شریف بر منتهی الوصول در علم اصول فقه . (معجم المؤلفین از ایضاح المکنون ) (هدیة العارفین ج 1 ص 32

معنی حسین عباسی

حسین عباسی . [ ح ُ س َ ن ِ ع َب ْ با ] (اِخ ) ابن علی عباس معروف به سافون . حاکم کوکبان در سده ٔ دوازدهم هجری بود چند ارجوزه در علم کلام داشت . (معجم المؤلفین از نشر العرف ج 1 ص 586).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: