مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی حسین بشنوی


معنی حسین بشنوی

حسین بشنوی . [ ح ُ س َ ن ِ ب ُ ] (اِخ )ابن داود کرد. اشعار او را ابن شهرآشوب در «مناقب » آورد، و در معالم العلماء ص 36 و 137 نیز او را یاد کرده است . او راست : «الرسائل البشنویة» و «الدلائل ». (ذریعه ج 8 ص 236 و ج 10 ص 244) (تاریخ کرد یاسمی ص 86).

معنی حسین بشنوی- ترجمه حسین بشنوی برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد حسین بشنوی اینجا را کلیک کنید

هم معنی حسین بشنوی


ترجمه حسین بشنوی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه حسین بشنوی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی حسین بسنوی

حسین بسنوی . [ ح ُ س َ ن ِ ب ُ ن َ ] (اِخ ) معروف به حسین افندی رئیس الکتاب روم و درگذشته ٔ 1054 هَ . ق . او راست : بدایع الوقایع» در تاریخ عثمانی به ترکی . (هدیة العارفین ج 1 ص 322).

معنی حسین بنگی

حسین بنگی . [ ح ُ س ِ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان چاپلق بخش الیگودرز شهرستان بروجرد.واقع در 4هزارگزی شمال خاوری الیگودرز کنار راه مالرو حسین آباد به شفیعآباد. ناحیه ای است واقع در جلگه .معتدل . دار

معنی حسین بلاغی

حسین بلاغی . [ ح ُ س َ ن ِ ب َ ] (اِخ ) ابن طالب بن عباس بن ابراهیم بن حسین بن عباس بن حسن بن عباس بن حسن بن محمدعلی بلاغی ربعی کاظمی شاعر نجفی . درگذشته ٔ 1320 هَ . ق . 1902/ م . (معجم المؤلفین ج 4

معنی حسین بله جکی

حسین بله جکی . [ ح ُ س َ ن ِ ب ِل ِ ج ِ ] (اِخ ) ابن محمد. رجوع به حسین حدادی شود.

معنی حسین بلخی

حسین بلخی . [ ح ُ س َ ن ِ ب َ ] (اِخ ) ابن محمدبن خسرو. در شوال 520 هَ . ق . / 1126 م . درگذشت . وی به ابن خسرو شهرت دارد و اخبار ابوحنیفه را گردآوری نموده است . (معجم المؤلفین از سیر النبلاء ج 12 ص

معنی حسین بغدادی

حسین بغدادی . [ ح ُ س َ ن ِ ب َ ] (اِخ ) رجوع به حسین منجم شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: