مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی حسین بروجردی


معنی حسین بروجردی

حسین بروجردی . [ ح ُ س َ ن ِ ب ُ ج ِ ] (اِخ ) ابن رضا حسینی فقیه اصولی . او راست : زبدة المقال در علم رجال و یک تفسیر دارد و در 1276 هَ . ق . درگذشت . (معجم المؤلفین از اعیان الشیعه ) (ذریعه ج 10 ص 111).

معنی حسین بروجردی- ترجمه حسین بروجردی برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد حسین بروجردی اینجا را کلیک کنید

هم معنی حسین بروجردی


ترجمه حسین بروجردی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه حسین بروجردی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی حسین بحرالعلوم

حسین بحرالعلوم . [ ح ُ س َ ن ِ ب َ رُل ْ ع ُ ] (اِخ ) ابن محمدرضابن سید مهدی بحرالعلوم بزرگ طباطبائی نجفی . شاعر فقیه .اصولی . منظومه ٔ جد خویش بحرالعلوم را شرح کرد و دیوان شعر دارد و در نجف به سال 13

معنی حسین بغدادی

حسین بغدادی . [ ح ُ س َ ن ِ ب َ ](اِخ ) ابن عبداﷲبن یوسف بن احمدبن شبل بغدادی مکنی به ابوعلی . شاعر فیلسوف ، پزشک در بغداد متولد و همانجا در 474 هَ . ق . 1081/ م . درگذشت . او صاحب قصیده ٔ رائی است که

معنی حسین بلاغی

حسین بلاغی . [ ح ُ س َ ن ِ ب َ ] (اِخ ) ابن طالب بن عباس بن ابراهیم بن حسین بن عباس بن حسن بن عباس بن حسن بن محمدعلی بلاغی ربعی کاظمی شاعر نجفی . درگذشته ٔ 1320 هَ . ق . 1902/ م . (معجم المؤلفین ج 4

معنی حسین بشنوی

حسین بشنوی . [ ح ُ س َ ن ِ ب ُ ] (اِخ )ابن داود کرد. اشعار او را ابن شهرآشوب در «مناقب » آورد، و در معالم العلماء ص 36 و 137 نیز او را یاد کرده است . او راست : «الرسائل البشنویة» و «الدلائل ». (ذریعه

معنی حسین برلاس

حسین برلاس . [ ح ُ س َ ن ِ ب َ ] (اِخ ) رجوع به برلاس شود.

معنی حسین بروجردی

حسین بروجردی . [ ح ُ س َ ن ِ ب ُ ج ِ ] (اِخ ) (حاج آقا...) ابن آقا علی بن احمدبن علینقی بن جواد طباطبائی بروجردی (1292-1381 هَ . ق .). وی از نوادگان سید محمد طباطبائی است که از زواره به بروجرد رفته و

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: