مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی حسیب الملوک


معنی حسیب الملوک

حسیب الملوک .[ ح َ بُل ْ م ُ ] (ع ، اِ مرکب ). رجوع به حسیبک شود.

معنی حسیب الملوک- ترجمه حسیب الملوک برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد حسیب الملوک اینجا را کلیک کنید

هم معنی حسیب الملوک


ترجمه حسیب الملوک


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه حسیب الملوک



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی حسی المصرد

حسی المصرد. [ ح ِ س ْ یُل ْ م ُ ص َرْ رِ ] (اِخ ) نام جایی است که در شعر عرب آمده است . (معجم البلدان ).

معنی حسیس

حسیس . [ ح َ ] (ع اِ) آواز نرم گذشتن چیزی که دیده نشود. (ترجمان عادل ) (منتهی الارب ). آواز نرم . صوت خَفی . || بانگ آتش . (مهذب الاسماء). بانگ کردن آتش . (زوزنی ). || آواز جِن . || (ص ) کشته شده . (م

معنی حسیل

حسیل . [ ح ُ س َ ] (اِخ )ابن خارجه یا حُسیل بن نویرة الاشجعی یا حسل ، وی به روز حرب خیبر ایمان آورد و در آن جنگ دلیل مسلمانان بود. رجوع به امتاع الاسماع جزء اول ص 254 و 335 شود.

معنی حسیب

حسیب . [ ح ِ ] (ع اِ) مماله ٔ حساب . شمار. حساب : بهره ٔ خویشتن از عمر فراموش مکن رهگذارت به حسابست نگهدار حسیب . ناصر خسرو. روزی بیرنج جوی و بی حسیب کز بهشتت آورد جبریل سیب . مولوی . از انار و

معنی حسیات

حسیات . [ ح ِس ْ سی یا ] (ع اِ) ج ِ حِسّی .

معنی حسیب

حسیب . [ ح َ ] (اِخ ) لقب محمودبن علی باشا حسیب . او راست : رسالة سنیة و عقیدة سنیة و احکام فقهیة علی مذهب السادة الحنفیة چ بولاق 1300 هَ . ق . (معجم المطبوعات ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter