مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی حسن آباد


معنی حسن آباد

حسن آباد. [ ح َ س َ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان علاء بخش مرکزی شهرستان سمنان در پنج هزارگزی جنوب سمنان ، جلگه و معتدل خشک است . 200 تن سکنه ٔ فارسی و سمنانی زبان دارد. آب آن از قنات و محصول آن غلات و پنبه است . شغل اهالی زراعت و شترداری است . از طریق ایستگاه راه فرعی دارد. مزارع علی آباد، قاسم آباد، احمدآباد جزء این ده منظور شده است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3).

معنی حسن آباد- ترجمه حسن آباد برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد حسن آباد اینجا را کلیک کنید

هم معنی حسن آباد


ترجمه حسن آباد


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه حسن آباد



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی حسن آباد

حسن آباد. [ ح َ س َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کچرستاق بخش مرکزی شهرستان نوشهر در چهارهزارگزی باختر الم ده و یک هزارگزی جنوب شوسه ٔ الم ده به نوشهر. دشت ومعتدل مرطوب است . 300 تن سکنه ٔ گیلکی و فارسی

معنی حسن آباد

حسن آباد. [ ح َ س َ ] (اِخ ) دهی کوچک است از بخش کرج شهرستان تهران در 4هزارگزی کرج دارای 9 نفر جمعیت . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1).

معنی حسن آباد

حسن آباد. [ ح َ س َ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان پنجک رستاق بخش مرکزی شهرستان نوشهر در 27هزارگزی جنوب باختری نوشهر و دوهزارگزی پل دوآب کنار شوسه ٔ دشت نظیر. کوهستانی و سردسیر است . 125 تن سکنه ٔ گیلکی

معنی حسن آباد

حسن آباد. [ ح َ س َ ] (اِخ )دهی است از دهستان مرحمت آباد بخش میاندوآب شهرستان مراغه در 8 هزارگزی شمال میاندوآب و دوهزارگزی باخترارابه رو میاندوآب به بناب . جلگه و معتدل است . 258 تن سکنه ٔ شیعه ٔ ترک

معنی حسن آباد

حسن آباد. [ ح َ س َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کاغذکنان بخش کاغذکنان شهرستان هروآباد در 9هزارگزی باختری آغ کند و نه هزار و پانصدگزی راه شوسه ٔ میانه - زنجان . کوهستانی و گرمسیر است . 93 تن سکنه ٔ شیعه

معنی حسن آباد

حسن آباد. [ ح َ س َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان باراندوزچای بخش حومه ٔ شهرستان ارومیه در 23هزارگزی جنوب ارومیه و 6هزارگزی شمال خاوری شوسه ٔ ارومیه به مهاباد. جلگه و معتدل است . 150 تن سکنه ٔ شیعه ٔ ترک

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: