مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی حریری


معنی حریری

حریری . [ ح َ ] (اِخ ) علی افندی . او راست : الاخبار السنیة فی الحروب الصلیبیة، که در مصر به سال 1317 هَ . ق . در 293 ص و نیز بسال 1329 هَ . ق . / 1911 م . در 410 ص با تصویرهائی چاپ شده است . (معجم المطبوعات ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد حریری اینجا را کلیک کنید

هم معنی حریری

حریری : 1 حریرباف، ابریشم‌تاب 2 حریرفروش


ترجمه حریری

تحریری: of writing
هیئت تحریریه: editorial board
تحریری: scribal
حریری: silken


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه حریری



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی حریز

حریز.[ ح ُ رَ ] (اِخ ) ابن عبداﷲ ازدی سجستانی . یکی از مشایخ شیعه و از روات فقه از ائمة است . (ابن الندیم ).

معنی حریس

حریس . [ ح ُرَ ] (اِخ ) ابن بشیر بجلی . استاد سفیان ثوری است .

معنی حریری

حریری . [ ح َ ] (اِخ ) عبدالملک بن ادریس ، معروف به حریری . قصیده ٔ وی را ثعالبی در یتیمةالدهر آورده است . (یتیمةالدهر ج 1 ص 437).

معنی حریری

حریری . [ ح َ ] (اِخ ) بُروسَوی . یکی از شعرای عثمانی است از اهل بروسه . معاصر احمدپاشا شاعر معروف بوده . (قاموس الاعلام ترکی ).

معنی حریری

حریری . [ ح َ ] (اِخ ) خلوتی . احمدبن علی غسانی . در 1048 هَ . ق . درگذشته . او راست : «وردالوسائل لکل طالب و سائل ». (هدیة العارفین ج 1 ص 158).

معنی حریری

حریری . [ ح َ ] (اِخ ) دمشقی . ابوبکر تقی الدین بن ابی الصدق علی بن محمد شافعی . در 851 هَ . ق . درگذشت . او راست «تخریج المحرر فی شرح حدیث النبی المطهر» تألیف ابن عبدالهادی در دوازده مجلد. (هدیة الع

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: