مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی حدنبدی


معنی حدنبدی

حدنبدی . [ ح َ دَم ْ ب َ دا ] (ع ص ) عجب و شگفت . (آنندراج ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد حدنبدی اینجا را کلیک کنید

هم معنی حدنبدی


ترجمه حدنبدی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه حدنبدی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی حدور

حدور. [ ح َ ] (ع اِ) زمین نشیب . (منتهی الارب ). جای نشیب .

معنی حدود

حدود. [ ح َ ] (اِخ ) (یوم ...) از ایام عرب . رجوع به یوم حدود شود.

معنی حدواء

حدواء. [ ح َ دَ ] (اِخ ) نام موضعی است . نام جائیست . (معجم البلدان ). غیر از حدوداء است .

معنی حدود

حدود. [ ح ُ ] (ع اِ) ج ِ حَدّ. نواحی . اطراف . حوالی : مشرق او چگل و جنوب او حدود خلخ است و مغرب وی حدود تخس است . (حدود العالم ). بازگردانیدند بدان شرط که هر قلعت که از حدود غرجستان گرفته بازدهد. (تا

معنی حدور

حدور. [ ح َدْ وَ ] (ص مرکب ) (از: حد + وَر) محدود. حدپذیر. متناهی . مقابل بی حد و نامحدود.

معنی حدمة

حدمة. [ ح َ دَ م َ ] (ع اِ) آتش . || آواز آتش افروخته . || آواز شکم . || آواز شکم مار. (منتهی الارب ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<