مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی حجرالفار


معنی حجرالفار

حجرالفار. [ ح َ ج َ رُل ْ ] (ع اِ مرکب ) سنگی است بر شکل موش . هرجابنهند موشان بر او جمع شوند و مردم بر ایشان قهر کنند و ایشان را بکشند. (نزهة القلوب حمداﷲ مستوفی ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد حجرالفار اینجا را کلیک کنید

هم معنی حجرالفار


ترجمه حجرالفار


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه حجرالفار



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی حجرالقیشور

حجرالقیشور. [ ح َ ج َ رُل ْ ق َ ] (ع اِ مرکب ) حجرالشقاق . حجرالشعر.حجرالشفاف . حجرالرجل . داود ضریر انطاکی مینویسد: حجر القیشور بالمعجمة او المهملة و هو حجر الرجل و المحکات و هو حجر، یعوم علی الماء ل

معنی حجرالغلبة

حجرالغلبة. [ ح َ ج َ رُل ْ غ َ ل َ ب َ ] (ع اِ مرکب ) ابوریحان بیرونی در کتاب الجماهر فی معرفة الجواهردر ذیل ذکر یشم گوید: و قیل ان الیشم او جنساًمنه یسمی حجر الغلبة و من اجله حلی الترک سیوفهم و سروجه

معنی حجرالظفر

حجرالظفر. [ ح َ ج َرُظْ ظَ ف َ ] (ع اِ مرکب ) رجوع به حجرالغلبة شود.

معنی حجرالکبریت

حجرالکبریت . [ ح َ ج َ رُل ْ ک ِ ] (ع ، اِ مرکب ) دمشقی گوید: حجر کان رطوبة دهنیة فجمد فاذا اصابه حرالنار ذابت و التصق باجسادالاحجار و مازجها فاذا تمکنت النار منه احترقت و احرقها معه و ان کان ذهباً او

معنی حجرالکحل

حجرالکحل . [ ح َ ج َ رُل ْ ک ُ ] (ع اِ مرکب ) اثمد. سنگ سرمه . حجر توتیا. رجوع به حجرالکحل الاسود شود.

معنی حجرالفلاسفه

حجرالفلاسفه . [ ح َ ج َ رُل ْ ف َ س ِ ف َ ] (ع اِ مرکب ) در اصطلاح کیمیاگران ماده ای از معدنیات است که اکسیر از آن ساخته میشود و آنرا حجر مکرم نیز نامند. (از نهایة الطلب تألیف جلدکی ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: