مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی حجرالفار


معنی حجرالفار

حجرالفار. [ ح َ ج َ رُل ْ ] (ع اِ مرکب ) سنگی است بر شکل موش . هرجابنهند موشان بر او جمع شوند و مردم بر ایشان قهر کنند و ایشان را بکشند. (نزهة القلوب حمداﷲ مستوفی ).

معنی حجرالفار- ترجمه حجرالفار برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد حجرالفار اینجا را کلیک کنید

هم معنی حجرالفار


ترجمه حجرالفار


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه حجرالفار



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی حجرالفلفل

حجرالفلفل . [ ح َ ج َ رُل ْ ف ِ ف ِ ] (ع اِ مرکب ) نزد مؤلف مالایسع، حجر حبشی است و ابن التلمیذ گوید که آن سنگ ریزه های شبیه به فلفل است که در حین خشک کردن فلفل به آن مخلوط شده کیفیت فلفل حاصل می کند

معنی حجرالکحل الاسود

حجرالکحل الاسود. [ ح َ ج َ رُل ْ ک ُ لَل ْ اَ وَ ] (ع اِ مرکب ) دمشقی گوید: و یسمی الاثمد، و هو من حجارة الرصاص ترابی غلبت علیه الکبریتیة. و انواعه اربعة منها ثلاثة باصفهان و واحد بالاندلس بالمغرب من

معنی حجرالفلاسفه

حجرالفلاسفه . [ ح َ ج َ رُل ْ ف َ س ِ ف َ ] (ع اِ مرکب ) در اصطلاح کیمیاگران ماده ای از معدنیات است که اکسیر از آن ساخته میشود و آنرا حجر مکرم نیز نامند. (از نهایة الطلب تألیف جلدکی ).

معنی حجرالفتیله

حجرالفتیله . [ ح َ ج َ رُل ْ ف َ ل َ ] (ع اِ مرکب ) پنبه ٔ کوهی . آذرشست . مخاط الشیطان غزل السعالی و بگفته ٔ ابن البیطار آنرا طلق نیز گویند و این یکی از معانی طلق است . آمیان طس (تباه نشدنی ) قسم س

معنی حجرالعوز

حجرالعوز. [ ح َ ج َ رُل ْ ع َ ] (ع اِ مرکب ) ابوریحان بیرونی درکتاب الجماهر در ذیل شادنج گوید: و قال اهل زرویان فی حجر العوز المضاهی للخماهن . انه یحک بماء علی حجرآخر فان احمرالماء استعمل سحیقه فی تطو

معنی حجرالکحل

حجرالکحل . [ ح َ ج َ رُل ْ ک ُ ] (ع اِ مرکب ) اثمد. سنگ سرمه . حجر توتیا. رجوع به حجرالکحل الاسود شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter