مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی حبابة


معنی حبابة

حبابة. [ ح َ ب َ ] (اِخ ) الوالبیة. تابعیة است (منتهی الارب ) و مکنی به ام الندی است . (تنقیح المقال ج 1 ص 250).

معنی حبابة- ترجمه حبابة برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد حبابة اینجا را کلیک کنید

هم معنی حبابة


ترجمه حبابة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه حبابة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی حباباء

حباباء. [ ح َ ] (اِخ ) نام یکی از هفت کوه موسوم به اکوام که مشرفند بر بطن الجریب . (معجم البلدان ج 3 ص 206).

معنی حبابر

حبابر. [ ] (اِخ ) مردی از بنی کلاب ، پدر ام المؤمنین عربه ، زوجه ٔ مطلّقه ٔ رسول (ص ) است .

معنی حباتر

حباتر. [ ح ُ ت ِ ] (ع ص ) قطعکننده ٔ رحم . (تاج العروس ).

معنی حباب

حباب . [ ح َ ] (اِخ ) میرزا فتح اﷲ، از مردم قریه ٔ خوزان از بلوک اصفهان . نسب وی به امیر نجم ثانی میرسد که در زمان نواب همایون شاه اسماعیل صفوی در سرداری ولایت ماوراءالنهر شهید شد، و میرزای مزبور در ج

معنی حباة

حباة. [ ح َ ] (ع اِ) گل پاره ٔ سیاه . || آهوی ماده ٔ سیاه .

معنی حبابیر

حبابیر. [ ح َ ] (ع اِ) ج ِ حَبّور. (منتهی الارب ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: