مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی حامد


معنی حامد

حامد. [ م ِ ] (اِخ ) ابن اسحاق بن ابراهیم ماهان بن بهمن بن بسک ارجانی فارسی ، معروف به موصلی ، فرزند اسحاق موصلی مغنی و موسیقی دان معروف است . رجوع به معجم الأدباء چ مارگلیوث ج 2 ص 223 شود.

معنی حامد- ترجمه حامد برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد حامد اینجا را کلیک کنید

هم معنی حامد

حامد : صفت 1 ثناخوان، ثناگو، ستایشگر، ستاینده، مداح، مدیحه‌سرا و هجاگو 2 سپاسگزار و ناسپاس
خصایل : خصلت‌ها، صفات، محامد، مناقب، فضایل و ذمائم
مکارم : کرم‌ها، محامد، مکرمت‌ها، خوبی‌ها، بزرگواری‌ها، نیکی‌ها و ذمائم
مناقب : خصایل، فضایل، محاسن، محامد، محمدت‌ها، منقبت‌ها، نیکی‌ها
محامد : خصایل، محمدت‌ها، صفات نیک، مکارم و ذمائم


ترجمه حامد

حامد: Hamed
حامد کرزی: Hamed Karzai
محامد: qualities


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه حامد


گر نروید خوشه از روضات هو *** پس چه واسع باشد ارض اللَّه بگو
چون که این ارض فنا بى‏ریع نیست *** چون بود ارض اللَّه آن مستوسعى است‏
این زمین را ریع او خود بى‏حد است *** دانه اى را کمترین خود هفصد است‏
حمد گفتى کو نشان حامدون *** نه برونت هست اثر نه اندرون‏
حمد عارف مر خدا را راست است *** که گواه حمد او شد پا و دست‏
از چه تاریک جسمش بر کشید *** و ز تگ زندان دنیایش خرید
اطلس تقوى و نور موتلف *** آیت حمد است او را بر کتف‏
وا رهیده از جهان عاریه *** ساکن گلزار و عَيْنٌ جاریة
بر سریر سر عالى همتش *** مجلس و جاه و مقام و رتبتش‏
مقعد صدقى که صدیقان در او *** جمله سر سبزند و شاد و تازه رو


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی حامد

حامد. [ م ِ ] (اِخ ) ابن احمدبن محمدبن احمد، مکنی به ابواحمد مروزی ، معروف به زیدی . علاقه ٔ خاص به حدیث زیدبن انیسه داشت پس بدان منسوب شد. ساکن طرطوس بود و به بغداد آمد، و در آنجا از ابورجا محمدبن حم

معنی حامد

حامد. [ م ِ ] (اِخ ) ابن عمرو، ملقب به سرباوک (؟). یکی از سران لشکر یعقوب لیث صفاریست و او رئیس عیاران سیستان بود. رجوع به تاریخ سیستان ص 194، 196-199، 202 و رجوع به سرباتک شود.

معنی حامد

حامد. [ م ِ ] (اِخ ) ابن علی بن حامد کحال . او و پدر و برادر وی همگی در کحالت ، و چشم پزشکی شهرت بسزا دارند. برادر او عبدالرحیم بن علی بن حامد کحال معروف به دخوار است . رجوع به عبدالرحیم ... و نیز رجو

معنی حامد

حامد. [ م ِ ] (اِخ ) ابن شاذی ، مکنی به ابومحمد کشی . وی به بغداد شد و از ابراهیم بن یوسف بلخی اخی عصام و جز او روایت میکرد. و محمدبن مخلد و جز او از وی روایت کنند. (تاریخ بغداد ج 8 ص 168).

معنی حامد

حامد. [ م ِ ](اِخ ) ابن احمدبن هیثم بن خالد، مکنی به ابوحسین بزاز. از احمدبن منصور رمادی روایت کند، و ابوجعفر یقطین از او روایت آرد. ابن قانع گوید که حامد بزاز در سال 328 هَ . ق . وفات یافت . (تاریخ ب

معنی حامد

حامد. [ م ِ ] (اِخ ) (ملا...) یکی از شعرای ایران است و از مردم قصبه ٔ بهبهان . او راست : ما عذر اینکه بی تو چرا زنده مانده ایم خواهیم خواست از تواگر مرگ امان دهد. (قاموس الاعلام ترکی ). نسخه ای از

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: