مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی حارث


معنی حارث

حارث . [ رِ ] (اِخ ) ابن حوطب اللیثی . او بروز صفین ، آنگاه که علی علیه السلام بر منبر بود، برخاست و گفت : گمان بری که ما طلحه و زبیر را گمراه دانیم ؟ علی (ع ) گفت یا حار، انه ملبوس علیک ، ان الحق لایعرف بالرجال ، فاعرف الحق فالحق تعرف اهله . رجوع به البیان والتبیین ج 3 ص 136 شود.

معنی حارث- ترجمه حارث برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد حارث اینجا را کلیک کنید

هم معنی حارث

حارث : برزگر، دهقان، زارع، فلاح، کشاورز، کشتکار، کشتگر و مالک، ارباب
دهقان: 1 برزگر، حارث، دهگان، روستایی، زارع، زراعت‌پیشه، فلاح، کشاورز، کشتکار، کشتگر، ناطور 2 ایرانی 3 مورخ و ارباب، مالک
زارع: برزگر، برزیگر، حارث، دهقان، زراعت‌پیشه، فلاح، کشاورز، کشتکار، کشتگر
ورزکار: حارث، دهقان، زارع، کشاورز، کشتگر
فلاح: حارث، دهقان، دهقان، زارع، کشاورز، کشتگر


ترجمه حارث


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه حارث


آن جُنُوداً لَمْ تَرَوْها صف زده *** گشت جان او ز بیم آتشکده‏
پاى خود وا پس کشیده مى‏گرفت *** که همى‏بینم سپاهى من شگفت‏
أَی أخاف اللَّه ما لی منه عون *** اذهبوا إِنِّی أَرى‏ ما لا ترون‏
گفت حارث اى سراقه شکل هین *** دى چرا تو مى‏نگفتى این چنین‏
گفت این دم من همى‏بینم حرب *** گفت مى‏بینى جعاشیش عرب‏
مى‏نبینى غیر این لیک اى تو ننگ *** آن زمان لاف بود این وقت جنگ‏
دى همى‏گفتى که پایندان شدم *** که بودتان فتح و نصرت دم‏به‏دم‏
دى زعیم الجیش بودى اى لعین *** وین زمان نامرد و ناچیز و مهین‏
تا بخوردیم آن دم تو و آمدیم *** تو به تون رفتى و ما هیزم شدیم‏
چون که حارث با سراقه گفت این *** از عتابش خشمگین شد آن لعین‏


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی حارث

حارث . [ رِ ] (اِخ ) ابن ربیعةبن زیدبن عوف بن عامربن ذهل بن ثعلبة الذهلی . او زمان پیغمبر (ص ) را درک کرده و بواسطه ٔ بیتی که گفته است او را بلقب کلح میخواندند. مرزبانی ، در معجم الشعرا، ذکر او آورده

معنی حارث

حارث . [ رِ ] (اِخ ) ابن خزیمه . مکنی به ابی خزیمه صحابی انصاریست . ابن عبدالبراو را غیر از ابوخزیمةبن اوس بن زیدبن اصرم ... انصاری ، متوفی در خلافت عثمان شمارد و گوید این دو مرد هر دو از انصارند لیکن

معنی حارث

حارث . [ رِ ] (اِخ ) ابن رافعبن مکیث الجهنی . محدث است و گروهی او را صحابی گفته اند و ابوموسی از طریق بقیه از عثمان بن زفر و او از محمدبن خالدبن رافعبن مکیث و او از عم خودحارث بن رافع آرد که پیغمبر (ص

معنی حارث

حارث . [ رِ ] (اِخ ) ابن خلیفه مکنی به ابوالعلا. محدث است . عسقلانی در لسان المیزان آرد که ابو حاتم مختصراً از او ذکر کند و من حدیثی از اودر فوائد ابوالعباس بن نجیح دیدم که ابراهیم بن عبدالرحیم از او

معنی حارث

حارث . [ رِ] (اِخ ) ابن حصیره ٔ ازدی محدث است . (تاج العروس ).

معنی حارث

حارث . [ رِ ] (اِخ ) ابن حسان بن کلده ٔ بکری . و بقولی ربعی ، ذهلی .و بعضی او را حارث بن یزیدبن حسان ، و برخی حریث بن حسان ، گفته اند. وی از بطن بنی ذهل بن شیبان است . ابووائل و سماک بن حرب و ایادبن ل

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: