مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی حارث


معنی حارث

حارث . [ رِ ] (اِخ ) ابن عِنبه محدث است . و از علأبن کثیر روایت کند که ابی الأسقع این دعای پیغمبر (ص ) را از بر داشت : «یا موضع کل شکوی و یا شاهد کل نجوی بکل سبیل انت مقیم تری ولا تُری وانت بالمنظر الأعلی ». رجوع به عیون الاخبار ج 2 ص 281 شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد حارث اینجا را کلیک کنید

هم معنی حارث

حارث : برزگر، دهقان، زارع، فلاح، کشاورز، کشتکار، کشتگر و مالک، ارباب
دهقان: 1 برزگر، حارث، دهگان، روستایی، زارع، زراعت‌پیشه، فلاح، کشاورز، کشتکار، کشتگر، ناطور 2 ایرانی 3 مورخ و ارباب، مالک
زارع: برزگر، برزیگر، حارث، دهقان، زراعت‌پیشه، فلاح، کشاورز، کشتکار، کشتگر
ورزکار: حارث، دهقان، زارع، کشاورز، کشتگر
فلاح: حارث، دهقان، دهقان، زارع، کشاورز، کشتگر


ترجمه حارث


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه حارث


حکم کردن داود علیه السلام بر کشنده‏ى گاو ***
گفت داود این سخنها را بشو *** حجت شرعى در این دعوى بگو
تو روا دارى که من بى‏حجتى *** بنهم اندر شهر باطل سنتى‏
این که بخشیدت خریدى وارثى *** ریع را چون مى‏ستانى حارثى‏
کسب را همچون زراعت دان عمو *** تا نکارى دخل نبود ز آن تو
کانچه کارى بدروى آن آن تست *** ور نه این بى‏داد بر تو شد درست‏
رو بده مال مسلمان کژ مگو *** رو بجو وام و بده باطل مجو
گفت اى شه تو همین مى‏گویى‏ام *** که همى‏گویند اصحاب ستم‏
تضرع آن شخص از داورى داود علیه السلام‏ ***
سجده کرد و گفت کاى داناى سوز *** در دل داود انداز آن فروز


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی حارث

حارث . [ رِ ] (اِخ ) ابن عیسی ، و بقولی ابن عبس ، عبدی صباحی . صحابی است . و بقول ابو عبیدة یکی از افراد وفد عبدالقیس میباشد که بخدمت پیغمبر(ص ) آمدند. رجوع بکتاب الاصابة چ مصر سنه ٔ 1323 ج 1 ص 300، ش

معنی حارث

حارث . [ رِ ] (اِخ )ابن عوف عبدی . بقول ابن حجر زمان پیغمبر(ص ) را دریافته است و با علأبن الحضرمی ، قتال ربیعه را، در بحرین درک کرده و او را در آن وقایع آثار بسیار باشد و گویند این حارث است که حطم را

معنی حارث

حارث . [ رِ ] (اِخ ) ابن عمیرة. مردی از بنی السبیعبن الصعب بن معاویةبن کبیربن مالک بن جشم بن حاشد از قبیله ٔ همدان است و اعشی همدان در مدح او گوید: الی ابن عمیرة تخدی بنا علی انها القُلُص الضﱡمَّرُ. ر

معنی حارث

حارث . [ رِ ] (اِخ ) ابن عمرو طائی . ابن حبان او را در زمره ٔ صحابه از مردم شام آرد و گوید در غزاء ارمینیه سردار لشکر بود و در جنگ مزبور کشته شد.ابن عساکر هم از شخصی بنام حارث بن عمرو طائی نام برد و گ

معنی حارث

حارث . [ رِ ] (اِخ ) ابن عیینة حمصی .محدث است و از عبدالرحمن بن سلمه روایت دارد. صاحب لسان المیزان او را مجهول شمرده و گوید ابن حبان او را در زمره ٔ ثقات آورده است و گفته از ولیدبن مسلم روایت دارد و ن

معنی حارث

حارث . [ رِ ] (اِخ ) ابن فضل مدنی . شیخ طوسی در رجال خود وی را از اصحاب سجاد علی بن الحسین (ع ) شمرده است . ظاهراً امامی لیکن مجهول الحال است . (تنقیح المقال ج 1 ص 246).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<