مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی حارث


معنی حارث

حارث . [ رِ] (اِخ ) ابن شهاب از بزرگان معاصر نعمان ابن منذر وحاجب بن زرارة است و در یوم طخفه پیش نعمان بود. رجوع به عقدالفرید چ محمد سعید العریان ج 6 ص 87 شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد حارث اینجا را کلیک کنید

هم معنی حارث

حارث : برزگر، دهقان، زارع، فلاح، کشاورز، کشتکار، کشتگر و مالک، ارباب
دهقان: 1 برزگر، حارث، دهگان، روستایی، زارع، زراعت‌پیشه، فلاح، کشاورز، کشتکار، کشتگر، ناطور 2 ایرانی 3 مورخ و ارباب، مالک
زارع: برزگر، برزیگر، حارث، دهقان، زراعت‌پیشه، فلاح، کشاورز، کشتکار، کشتگر
ورزکار: حارث، دهقان، زارع، کشاورز، کشتگر
فلاح: حارث، دهقان، دهقان، زارع، کشاورز، کشتگر


ترجمه حارث


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه حارث


حکم کردن داود علیه السلام بر کشنده‏ى گاو ***
گفت داود این سخنها را بشو *** حجت شرعى در این دعوى بگو
تو روا دارى که من بى‏حجتى *** بنهم اندر شهر باطل سنتى‏
این که بخشیدت خریدى وارثى *** ریع را چون مى‏ستانى حارثى‏
کسب را همچون زراعت دان عمو *** تا نکارى دخل نبود ز آن تو
کانچه کارى بدروى آن آن تست *** ور نه این بى‏داد بر تو شد درست‏
رو بده مال مسلمان کژ مگو *** رو بجو وام و بده باطل مجو
گفت اى شه تو همین مى‏گویى‏ام *** که همى‏گویند اصحاب ستم‏
تضرع آن شخص از داورى داود علیه السلام‏ ***
سجده کرد و گفت کاى داناى سوز *** در دل داود انداز آن فروز


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی حارث

حارث . [ رِ ] (اِخ ) ابن شریک بن عمروبن قیس بن شراحیل شیبانی معروف به الحوفزان . از شجعان و بزرگان بنوذهل بن شیبان است و در بسیاری از جنگهای عرب چون : ذی طلوع والغبیط و مخطط و جدود والزّویرین و زرود ا

معنی حارث

حارث . [ رِ ] (اِخ ) ابن شعیب عبدی . صحابی و محدث است . نووی در شرح مسلم از صاحب تجرید، آرد که او با وفد عبدالقیس بخدمت پیغمبر (ص ) فرستاده شد، بعضی گویند آنکه با وفد عبدالقیس بود عبس عبدی است نه حارث

معنی حارث

حارث . [ رِ ] (اِخ ) ابن طفیل بن عمرو الدوسی . صحابی است . ابوالفرج اصفهانی گوید طفیل و خاندان او برسولی بخدمت پیغمبر (ص ) رسیدند و اسلام آوردند. رجوع به کتاب الاصابة چ مصر سنه ٔ 1323 ج 1 ص 295 شود.

معنی حارث

حارث . [ رِ ] (اِخ ) ابن شداد. شاعری است عرب که ابن قتیبه ، در عیون الاخبار، دو بیت ذیل را از او نقل میکند که در حق علی بن الربیع الحارثی گفته است : الناس تحتک اقدام وانت لهم راس و کیف یُسَوّی الرأس

معنی حارث

حارث . [ رِ ] (اِخ ) ابن شهاب طائی . تابعی و محدث است . شیخ طوسی او را در زمره ٔ رجال شیعه آرد و گوید که از علی (ع ) روایت دارد. رجوع به لسان المیزان چ حیدرآباد ج 2 ص 153 شود.

معنی حارث

حارث . [ رِ ] (اِخ ) ابن شریح بن ذؤیب بن ربیعةبن حارث بن نمیربن عامر النمیری صحابی است . ابن البخاری در تاریخ آرد که وفدی از بنی نمیر بخدمت پیغمبر (ص ) آمدند که حارث در زمره ٔ آنها بود. وعمربن شب

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: