مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی حارث


معنی حارث

حارث . [ رِ ] (اِخ ) ابن زیاد انصاری ساعدی . صحابی است و درک غزوه ٔ بدر کرده است . احمد و ابوداود در فضائل انصار و ابن ابی خیثمه و بخاری در تاریخ و بغوی و بعض دیگر از طریق عبدالرحمن بن غسیل از جمرةبن ابی اسید، از او روایت کنند که گفت : بروز خندق پیغمبر را دیدم آنگاه که با مردم بر هجرت بیعت میکرد. گفتم : یا رسول اﷲ با این مرد بر هجرت بیعت کن . حضرت فرمود او کیست ؟ گفتم حوطبن یزید پسرعم من . حضرت فرمود:«انکم معاشر الانصار لاتهاجرون الی احد و لکن الناس یهاجرون الیکم » ابن قانع، این حارث را با حارث بن عمرو اشتباه کرده و او را خال برأبن عازب گفته است . رجوع بکتاب الأصابه چ مصر سنه ٔ 1323 ج 1 ص 292 شود.

معنی حارث- ترجمه حارث برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد حارث اینجا را کلیک کنید

هم معنی حارث

حارث : برزگر، دهقان، زارع، فلاح، کشاورز، کشتکار، کشتگر و مالک، ارباب
دهقان: 1 برزگر، حارث، دهگان، روستایی، زارع، زراعت‌پیشه، فلاح، کشاورز، کشتکار، کشتگر، ناطور 2 ایرانی 3 مورخ و ارباب، مالک
زارع: برزگر، برزیگر، حارث، دهقان، زراعت‌پیشه، فلاح، کشاورز، کشتکار، کشتگر
ورزکار: حارث، دهقان، زارع، کشاورز، کشتگر
فلاح: حارث، دهقان، دهقان، زارع، کشاورز، کشتگر


ترجمه حارث


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه حارث


آن جُنُوداً لَمْ تَرَوْها صف زده *** گشت جان او ز بیم آتشکده‏
پاى خود وا پس کشیده مى‏گرفت *** که همى‏بینم سپاهى من شگفت‏
أَی أخاف اللَّه ما لی منه عون *** اذهبوا إِنِّی أَرى‏ ما لا ترون‏
گفت حارث اى سراقه شکل هین *** دى چرا تو مى‏نگفتى این چنین‏
گفت این دم من همى‏بینم حرب *** گفت مى‏بینى جعاشیش عرب‏
مى‏نبینى غیر این لیک اى تو ننگ *** آن زمان لاف بود این وقت جنگ‏
دى همى‏گفتى که پایندان شدم *** که بودتان فتح و نصرت دم‏به‏دم‏
دى زعیم الجیش بودى اى لعین *** وین زمان نامرد و ناچیز و مهین‏
تا بخوردیم آن دم تو و آمدیم *** تو به تون رفتى و ما هیزم شدیم‏
چون که حارث با سراقه گفت این *** از عتابش خشمگین شد آن لعین‏


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی حارث

حارث . [ رِ ] (اِخ ) ابن ربیعةبن زیدبن عوف بن عامربن ذهل بن ثعلبة الذهلی . او زمان پیغمبر (ص ) را درک کرده و بواسطه ٔ بیتی که گفته است او را بلقب کلح میخواندند. مرزبانی ، در معجم الشعرا، ذکر او آورده

معنی حارث

حارث . [ رِ ] (اِخ ) ابن زید صحابیست . رجوع بقاموس الاعلام ص 1908 شود.

معنی حارث

حارث . [ رِ ] ابن زیدالربعی . صحابی است . رجوع به قاموس الاعلام شود. حارث بن زیدبن حارثة ربعی عبدی . (اِخ ) ابوموسی او را از صحابه شمرده گوید: کنیه ٔ وی ابوعتاب است . و بسال بیست و یک هجرت کشته شد. ما

معنی حارث

حارث . [ رِ ] (اِخ ) ابن رافعبن مکیث الجهنی . محدث است و گروهی او را صحابی گفته اند و ابوموسی از طریق بقیه از عثمان بن زفر و او از محمدبن خالدبن رافعبن مکیث و او از عم خودحارث بن رافع آرد که پیغمبر (ص

معنی حارث

حارث . [ رِ ] (اِخ ) ابن سعد. محدث است ، بقول ابن حجر گروهی به اشتباه او را صحابی دانند و از او این حدیث نقل کنند: یا رسول اﷲ ارایت دواء نتداوی به ... رجوع به کتاب الاصابة چ مصر سنه ٔ 1323 ج 2 ص 71 شو

معنی حارث

حارث . [ رِ ] (اِخ ) ابن سریج نقال . یکی از فقها و محدثین که در باب او بسیارسخن گفته اند، گروهی او را ضعیف و مجهول و حتی کذاب میدانند و گروهی او را در زمره ٔ ثقات شمرند. عبدالرحمن بن الجوزی ، در کتاب

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: