مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی حابض


معنی حابض

حابض . [ ب ِ ] (ع ص ) تیر که در پیش تیرانداز و رامی افتد.

معنی حابض- ترجمه حابض برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد حابض اینجا را کلیک کنید

هم معنی حابض


ترجمه حابض


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه حابض



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی حابول

حابول . (ع اِ) رسن که بدان بر درخت خرما بالا روند. رسن که بدان بر درخت خرما شوند.

معنی حاتک

حاتک . [ ت ِ] (ع ص ) اشتر خرد گام . || حقیر. کوتاه .

معنی حابله

حابله . [ ب ِ ل َ ] (ع ص ) زن آبستن . حامل . حامِله . ج ، حَبَله .

معنی حاتم

حاتم . [ ت ِ ] (ع ص ) کلاغ سیاه . زاغ سیاه . || زاغ سرخ پاو سرخ منقار که آن را غراب البین گویند. (منتهی الارب ). و آن زاغی سرخ پای و سرخ منقار و دانه خوار و حلال گوشت بود و عرب بانگ او را شوم گیرد و ن

معنی حابل

حابل . [ ب ِ ] (ع ص ، اِ) دامیار. صیاد. دام گسترنده و بندنده . || جادو. ساحر.آنکه گره به رسن زند. جوزن . || نام زمینی است . || تار، مقابل پود و نابل پود بود ودر مثل است : ثار حابلهم علی نابلهم ، یعنی

معنی حابور

حابور. (ع اِ) مجلس فُسّاق . خرابات . مجلس شادی .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: