مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی غلزای


معنی غلزای

غلزای . [ غ َ ] (اِخ ) نام قبیله ای افغانی است . (از اعلام المنجد). رجوع به غلزه و غلچه شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد غلزای اینجا را کلیک کنید

هم معنی غلزای


ترجمه غلزای


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه غلزای



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی غلط رفتن

غلط رفتن . [ غ َ ل َ رَ ت َ] (مص مرکب ) گمراه شدن . خطا کردن . نادرست پیمودن .

معنی غلط

غلط. [ غ َ ل َ ] (ع مص ) غلط کردن . (مصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). غلطکردن در حساب و جز آن . درماندن در چیزی و وجه صوابش نشناختن . یا غلط کردن در قول خاصة، غلت (بالتاء) درحساب . (منتهی الارب ) (

معنی غلچ

غلچ . [ غ ِ / غ ِ ل َ ] (اِ) گرهی را گویند در نهایت استحکام که آن را به آسانی بلکه به هیچ وجه نتوان گشودن ، و بعضی گویند غلچ دو گره است که بر بالای هم زنند، با جیم ابجد نیز درست است . (برهان قاطع). گر

معنی غلط خواندن

غلط خواندن . [ غ َ ل َ خوا / خا دَ ] (مص مرکب ) نادرست خواندن : بی غلط راندن اجتهادی نیست بر غلط خواندن اعتمادی نیست ترسم این پرده چون براندازند با غلطخواندگان غلط بازند. نظامی . چسان خورشید خوان

معنی غلط

غلط. [ غ َ ] (اِمص ) اسم مصدر از غلطیدن . دراز کشیدن و این در اصل به تاء نقطه دار بوده است . (از آنندراج ). گردیدن چیزی بر روی خود. به پهنا گردیدن . غلت . رجوع به غلت شود. ترکیب ها: - غلط خوردن . غلط

معنی غلط خوردن

غلط خوردن . [ غ َ خوَرْ / خُرْ دَ ] (مص مرکب ) غلطیدن . غلت خوردن . رجوع به غلطیدن شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: