مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی غلج


معنی غلج

غلج . [ غ َ ] (ع مص ) غلج فرس ؛ هموار و یکسان رفتن اسب . (منتهی الارب ):غلج الفرس غلجاً؛ جری جریاً بلااختلاط فهو مغلج بالکسر. (از اقرب الموارد). در تداول مردم گناباد و خراسان یرغه رفتن را گویند. || غلج حمار؛ تاختن و آب خوردن خر، و چشیدن او با نوک زبان : غلج الحمارغلجاً؛ عدا و شرب و تلمظ بلسانه . (اقرب الموارد).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد غلج اینجا را کلیک کنید

هم معنی غلج


ترجمه غلج


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه غلج


شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: