مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی غطیم


معنی غطیم

غطیم . [ غ ِی َم م ] (ع ص ) دریای بزرگ . (تاج العروس ). رجوع به غَطیم شود. || عدد غطیم ؛ بسیار : وسط من حنظله الاسطما والعدد الغطامطالغطیما. ؟(از تاج العروس ).

معنی غطیم- ترجمه غطیم برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد غطیم اینجا را کلیک کنید

هم معنی غطیم


ترجمه غطیم


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه غطیم



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی غطیلة

غطیلة. [ غ َطْ ی َ ل َ ] (ع مص ) صاحب منتهی الارب غطیله آورده ولی درست آن غیطلة به تقدیم یاء بر طاء است . رجوع به غیطلة و تاج العروس و اقرب الموارد و قطر المحیط شود.

معنی غطیم

غطیم . [ غ َ ] (ع ص ) صاحب منتهی الارب گوید: غطیم کأمیر به معنی غِطَم ّ (دریای بزرگ بسیارآب ) است . و این لغت در فرهنگها دیده نشد، جز اینکه در تاج العروس غِطْیَم ّ به معنی مذکور آمده و صواب همان است

معنی غطیفی

غطیفی . [ غ ُ طَ ] (اِخ ) عابس بن ربیعة. وی در فتح مصر حاضر بود. (از انساب سمعانی ورق 410ب ).

معنی غفاة

غفاة. [ غ ُ ] (ع اِ) صاحب منتهی الارب گوید:غفاة بالضم سپیدی که بر سیاهه ٔ چشم برآید. و در تاج العروس و فرهنگهای معت