مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی غطیم


معنی غطیم

غطیم . [ غ ِی َم م ] (ع ص ) دریای بزرگ . (تاج العروس ). رجوع به غَطیم شود. || عدد غطیم ؛ بسیار : وسط من حنظله الاسطما والعدد الغطامطالغطیما. ؟(از تاج العروس ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد غطیم اینجا را کلیک کنید

هم معنی غطیم


ترجمه غطیم


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه غطیم



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی غغسی

غغسی . [ غ ُ غ ُ ] (اِ) هریک از قسمتهای درون انار که با پرده ٔ جدا پوشیده است . (یادداشت بخط مؤلف ). قُقُسی . رجوع به قُقُسی شود.

معنی غفار

غفار. [ غ ِ ] (اِخ ) ابن جاسم بن عملیق . او جدی جاهلی قدیم بود. پسرانش در نجد منزل داشتند. (از اعلام زرکلی ج 2 ص 760).

معنی غفار بیگی

غفار بیگی . [ غ َف ْ فا ب ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان نازلو بخش حومه ٔ شهرستان ارومیه و در ده هزارگزی شمال خاوری ارومیه و دوهزارگزی باختر راه ارابه رو «آده ». در جلگه واقع است و هوای آن معتدل و مالار

معنی غف

غف . [ غ ُف ف ] (ع اِ) قوت روزگذار. (ناظم الاطباء) در فرهنگها به این معنی غُفَّة آمده است . رجوع به غُفَّة شود.

معنی غفار کندی

غفار کندی . [ غ َف ْ فاک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان اجارود بخش گرمی شهرستان اردبیل که در 6هزارگزی باختر گرمی و 6 هزارگزی شوسه ٔ گرمی ، بیله سوار واقع است . سرزمینی کوهستانی و گرمسیر است و 97 تن سکنه

معنی غطیلة

غطیلة. [ غ َطْ ی َ ل َ ] (ع مص ) صاحب منتهی الارب غطیله آورده ولی درست آن غیطلة به تقدیم یاء بر طاء است . رجوع به غیطلة و تاج العروس و اقرب الموارد و قطر المحیط شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: