مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی غداً


معنی غداً

غداً. [ غ َ دَن ْ ] (ع مص ) چاشت خوردن . (منتهی الارب ): غدی یغدی غداً؛ اکل اول النهار. (اقرب الموارد). غدی کرضی ؛ اکل اول النهار. (تاج العروس ).

معنی غداً- ترجمه غداً برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد غداً اینجا را کلیک کنید

هم معنی غداً


ترجمه غداً


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه غداً



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی غدار

غدار. [ غ َدْ دا ] (ع ص ) بی وفا (مذکر و مؤنث در وی یکسان است ). تأنیث آن غداره . (منتهی الارب ) (آنندراج ). بسیار بی وفا. (غیاث اللغات ). پیمان شکن و خیانت کننده به کسی ، گفته اند غدر در اصل به معن

معنی غداد

غداد. [ غ ِ ] (ع اِ) ج ِ غَدَد. طاعون شتر. (اقرب الموارد). در فرهنگها این کلمه مورد اختلاف است . از قاموس چنین برمی آید که غداد جمع غدد است و اقرب الموارد نیز چنین آورده ولی تاج العروس آن را جمعغاد دا

معنی غچک

غچک . [ غ ِ چ َ ] (اِ) سازی است معروف که نوازند و آن را در این زمان کمانچه میگویند. (برهان ذیل غژک ). کمانچه . (غیاث اللغات ).غژک . (فرهنگ نظام ). غژه . (انجمن آرا). طنبور. (برهان ذیل غژک ). غنجک . (ج

معنی غداد مشک

غداد مشک . [ غ َدِ م ُ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) این ترکیب در ابیاتی چند از دیوان البسه ٔ نظام قاری آمده ولی جامع دیوان غداد مشک را جزء لغات لاینحل و مشتبه دیوان مزبور ذکر کرده است : میارا رخت وال

معنی غداة غد

غداة غد. [ غ َ ت َ غ َ ] (ع ق مرکب ) فردا بامداد. (مهذب الاسماء). پگاه فردا. (از ناظم الاطباء).

معنی غجمه رفتن

غجمه رفتن . [ غ ُ م َ / م ِ رَ ت َ ] (مص مرکب ) در تداول خراسانیان جدا شدن حبه ٔ انگور از خوشه :انگورها را لفتش مده غجمه مره . رجوع به غجمه شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: