مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی غازی


معنی غازی

غازی . (اِخ ) رجوع به نجم الدین الغازی السعید شود.

معنی غازی- ترجمه غازی برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد غازی اینجا را کلیک کنید

هم معنی غازی

آخرین: آخری، اخیر، انتهایی، بازپسین، نهایی، واپسین و آغازین
آغازین: ابتدایی، ازلی، اولین، اولیه، بدوی، مقدماتی، نخستین و انتهایی
ابتدایی: آغازین، اولی، بدوی، مقدماتی، نخستین و انتهایی
ساز کردن : 1 آغاز کردن، آغازیدن و خاتمه دادن 2 آهنگ کردن، عزم کردن، قصد کردن 3 آراسته کردن، آماده کردن 4 کوک کردن، هم‌نوا ساختن
سر کردن : 1 آغاز کردن، آغازیدن، شروع کردن، سر دادن 2 سپری کردن، گذراندن 3 به سر بردن 4 ساختن، مدارا کردن، سازش کردن، مماشات کردن 5 زندگی کردن، روزگار گذراندن 6 گذران کردن، معیشت کردن 7 پوشیدن، روی سر انداختن، به سر کردن


ترجمه غازی

باز آغازیدن: restart
آغازی: initial
وضعیت آغازی: initial condition
غازیانه: bravely
آغازیان: protozoans


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه غازی

سخن بایرون: آغاز وجود انسان از سینه ی زنان حیات می یابد، آغازین كلمات را لبان او می آموزاند، آغازین گریه ها را نوازش انگشتان او آرام می دهد و واپسین آه ها را هم اغلب گوشِ زنی می شنود، آنگاه كه مردان از تحمل بار اندوه جانگزای دیدن واپسین دم حیات مردی كه ایشان را پیشوا بوده، تن می زنند.
سخن ماری هاسكل: اندیشیدن درباره ی خویشتن خویش وحشتناك است، اما این تنها راه صمیمانه ی كار است؛ اندیشیدن درباره ی خویشتن خویش، آن گونه كه هستم؛ اندیشیدن به جنبه های زشتم، اندیشیدن به جنبه های زیبایم و در شگفت شدن از آنها. چه آغازی می تواند محكمتر و استوارتر از این باشد؟ از چه چیزی می توانم رشد خود را آغاز كنم، جز از خویشتن خویشم؟
سخن میلان كوندرا: یك حالت آغازین موسیقی وجود دارد، حالتی كه پیش از تاریخ موسیقی وجود داشته است؛ حالت پیش از نخستین پرسش، پیش از نخستین اندیشه، پیش از نخستین بازی با دورنمایه یا مضمون.
سخن بایرون: آغاز وجود انسان از سینه ی زنان حیات می یابد، آغازین كلمات را لبان او می آموزاند، آغازین گریه ها را نوازش انگشتان او آرام می دهد و واپسین آه ها را هم اغلب گوشِ زنی می شنود، آنگاه كه مردان از تحمل بار اندوه جانگزای دیدن واپسین دم حیات مردی كه ایشان را پیشوا بوده، تن می زنند.
سخن میلان كوندرا: یك حالت آغازین موسیقی وجود دارد، حالتی كه پیش از تاریخ موسیقی وجود داشته است؛ حالت پیش از نخستین پرسش، پیش از نخستین اندیشه، پیش از نخستین بازی با دورنمایه یا مضمون.

چون که او سوزن فرو بردن گرفت *** درد آن در شانگه مسکن گرفت‏
پهلوان در ناله آمد کاى سنى *** مر مرا کشتى چه صورت مى‏زنى‏
گفت آخر شیر فرمودى مرا *** گفت از چه عضو کردى ابتدا
گفت از دمگاه آغازیده‏ام *** گفت دم بگذار اى دو دیده‏ام‏
از دم و دمگاه شیرم دم گرفت *** دمگه او دمگهم محکم گرفت‏
شیر بى‏دم باش گو اى شیر ساز *** که دلم سستى گرفت از زخم گاز
جانب دیگر گرفت آن شخص زخم *** بى‏محابا بى‏مواسا بى‏ز رحم‏
بانگ کرد او کاین چه اندام است از او *** گفت این گوش است اى مرد نکو
گفت تا گوشش نباشد اى حکیم *** گوش را بگذار و کوته کن گلیم‏
جانب دیگر خلش آغاز کرد *** باز قزوینى فغان را ساز کرد


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی غازی

غازی . (اِخ ) ابن ابراهیم . رجوع به ملک السعید شود.

معنی غازی

غازی . (اِخ ) (شاه ) عنوان رستم بن علاءالدوله علی بن رستم از امرای مازندران است . مؤلف حبیب السیر گوید: و چون عمرش (عمر علاءالدوله ) از شصت تجاوز نمود به علت نقرس مبتلی گشته زمام امور سلطنت را به پسر

معنی غازی

غازی . (اِخ ) ابن صلاح الدین مکنی به ابومنصور و کنیت دیگر او ابوالفتح است . شرح حال او ذیل کلمه ٔ «ابوالفتح غازی ...» آمده است .

معنی غازی

غازی . (ص ، اِ) زن فاحشه . (از برهان ). || چرب روده ٔ پرمصالح . (برهان ). چرغند. || لقمه ٔ بزرگ . پیته ٔ درشت دبلة.(منتهی الارب ). || معرکه گیر. (از برهان ). ریسمان باز. (برهان ) (جهانگیری ). رسن با

معنی غازی

غازی . (اِخ ) ابن قَرااَرسَلان یک تن از سلسله ٔ امرایی که در ماردین فرمانروایی داشته اند. آغاز حکومت این سلسله بر ماردین بعداز سال 490 و پایان آن در سال 809 هَ . ق . بوده است . (الدرر الکامنة چ حیدرآب

معنی غازی

غازی . (اِخ ) لقب یمین الدوله سلطان محمود غزنوی : در محرم سنه ٔ اثنی و تسعین وثلثمائة (392 هَ . ق .) به جنگ جیتال (چیپال ) هیتال رفت و او را اسیر کرد و امان داد و خراج بستد اما چون عادت هندوان چنان بو

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: