مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی غازی


معنی غازی

غازی . (اِخ ) ابن احمد. فرزند ابومنصور سامانی و از شاگردان شیخ طوسی است ، مردی فاضل و زاهد و پرهیزگار بوده و در کوفه وفات یافته است . او راست : کتاب بیان . (الذریعة ج 3 ص 171).

معنی غازی- ترجمه غازی برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد غازی اینجا را کلیک کنید

هم معنی غازی

آخرین: آخری، اخیر، انتهایی، بازپسین، نهایی، واپسین و آغازین
آغازین: ابتدایی، ازلی، اولین، اولیه، بدوی، مقدماتی، نخستین و انتهایی
ابتدایی: آغازین، اولی، بدوی، مقدماتی، نخستین و انتهایی
ساز کردن : 1 آغاز کردن، آغازیدن و خاتمه دادن 2 آهنگ کردن، عزم کردن، قصد کردن 3 آراسته کردن، آماده کردن 4 کوک کردن، هم‌نوا ساختن
سر کردن : 1 آغاز کردن، آغازیدن، شروع کردن، سر دادن 2 سپری کردن، گذراندن 3 به سر بردن 4 ساختن، مدارا کردن، سازش کردن، مماشات کردن 5 زندگی کردن، روزگار گذراندن 6 گذران کردن، معیشت کردن 7 پوشیدن، روی سر انداختن، به سر کردن


ترجمه غازی

باز آغازیدن: restart
آغازی: initial
وضعیت آغازی: initial condition
غازیانه: bravely
آغازیان: protozoans


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه غازی

سخن بایرون: آغاز وجود انسان از سینه ی زنان حیات می یابد، آغازین كلمات را لبان او می آموزاند، آغازین گریه ها را نوازش انگشتان او آرام می دهد و واپسین آه ها را هم اغلب گوشِ زنی می شنود، آنگاه كه مردان از تحمل بار اندوه جانگزای دیدن واپسین دم حیات مردی كه ایشان را پیشوا بوده، تن می زنند.
سخن ماری هاسكل: اندیشیدن درباره ی خویشتن خویش وحشتناك است، اما این تنها راه صمیمانه ی كار است؛ اندیشیدن درباره ی خویشتن خویش، آن گونه كه هستم؛ اندیشیدن به جنبه های زشتم، اندیشیدن به جنبه های زیبایم و در شگفت شدن از آنها. چه آغازی می تواند محكمتر و استوارتر از این باشد؟ از چه چیزی می توانم رشد خود را آغاز كنم، جز از خویشتن خویشم؟
سخن میلان كوندرا: یك حالت آغازین موسیقی وجود دارد، حالتی كه پیش از تاریخ موسیقی وجود داشته است؛ حالت پیش از نخستین پرسش، پیش از نخستین اندیشه، پیش از نخستین بازی با دورنمایه یا مضمون.
سخن بایرون: آغاز وجود انسان از سینه ی زنان حیات می یابد، آغازین كلمات را لبان او می آموزاند، آغازین گریه ها را نوازش انگشتان او آرام می دهد و واپسین آه ها را هم اغلب گوشِ زنی می شنود، آنگاه كه مردان از تحمل بار اندوه جانگزای دیدن واپسین دم حیات مردی كه ایشان را پیشوا بوده، تن می زنند.
سخن میلان كوندرا: یك حالت آغازین موسیقی وجود دارد، حالتی كه پیش از تاریخ موسیقی وجود داشته است؛ حالت پیش از نخستین پرسش، پیش از نخستین اندیشه، پیش از نخستین بازی با دورنمایه یا مضمون.

گفت دنیا لعب و لهو است و شما *** کودکید و راست فرماید خدا
از لعب بیرون نرفتى کودکى *** بى‏ذکات روح کى باشد ذکى‏
چون جماع طفل دان این شهوتى *** که همى‏رانند اینجا اى فتى‏
آن جماع طفل چه بود بازیى *** با جماع رستمى و غازیى‏
جنگ خلقان همچو جنگ کودکان *** جمله بى‏معنى و بى‏مغز و مهان‏
جمله با شمشیر چوبین جنگشان *** جمله در لاینفعى آهنگشان‏
جمله‏شان گشته سواره بر نیى *** کاین براق ماست یا دلدل پیى‏
حامل‏اند و خود ز جهل افراشته *** راکب و محمول ره پنداشته‏
باش تا روزى که محمولان حق *** اسب تازان بگذرند از نه طبق‏
تعرج الروح إلیه و الملک *** من عروج الروح یهتز الفلک‏


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی غازی

غازی . (اِخ ) ابن قَیس . از مشاهیر محدثین و از اصحاب مالک است که در ایام خلافت مأمون خلیفه ٔ عباسی میزیسته و هم در ایام خلافت او وفات یافته است . (تاریخ الخلفاء چ دمشق ص 221). الغازی ابن قیس الاندلسی

معنی غازی

غازی . (اِخ ) الحلاوی ابومحمدبن ابی الفضل بن عبدالوهاب الدمشقی (عن حنبل و ابن طبرزد). وی مدتی دراز بزیست و در مصر در اسناد عالی ترین رتبت را داشت و در قاهره به صفر سال 690 در 95 سالگی درگذشت . (حسن ال

معنی غازی

غازی . (اِخ ) ابن ارتق . از امرای ایوبی در دیاربکر در قرن سیزدهم هجری .(النقود العربیة ص 128). و رجوع به نجم الدین شود.

معنی غازی

غازی . (اِخ ) ابن گُمُشتَکین . از امرای سلسله ٔ دانشمندی که در ولایت کاپادوکیا حکمرانی میکردند و در جنگهای صلیبی دخالتهای مهم داشتند و به دست سلاجقه ٔ روم منقرض شدند. حکومت آنان از سال 1105 تا 1135 هَ

معنی غازی

غازی . (اِخ ) ابن عبدالرحمان بن ابی محمد کاتب دمشقی ملقب به شهاب الدین . وی در سال 630 هَ . ق . تولد یافت و از احمدبن عبدالدائم حدیث شنید و به مقام محدثی رسید. در فراگرفتن خط بسیارزحمت کشید و دارای خط

معنی غازی

غازی . (اِخ ) ابن صلاح الدین مکنی به ابومنصور و کنیت دیگر او ابوالفتح است . شرح حال او ذیل کلمه ٔ «ابوالفتح غازی ...» آمده است .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: