مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی غازی


معنی غازی

غازی . (اِخ ) (شاه ) رجوع به شمس الدین محمد سور... شود.

معنی غازی- ترجمه غازی برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد غازی اینجا را کلیک کنید

هم معنی غازی

آخرین: آخری، اخیر، انتهایی، بازپسین، نهایی، واپسین و آغازین
آغازین: ابتدایی، ازلی، اولین، اولیه، بدوی، مقدماتی، نخستین و انتهایی
ابتدایی: آغازین، اولی، بدوی، مقدماتی، نخستین و انتهایی
ساز کردن : 1 آغاز کردن، آغازیدن و خاتمه دادن 2 آهنگ کردن، عزم کردن، قصد کردن 3 آراسته کردن، آماده کردن 4 کوک کردن، هم‌نوا ساختن
سر کردن : 1 آغاز کردن، آغازیدن، شروع کردن، سر دادن 2 سپری کردن، گذراندن 3 به سر بردن 4 ساختن، مدارا کردن، سازش کردن، مماشات کردن 5 زندگی کردن، روزگار گذراندن 6 گذران کردن، معیشت کردن 7 پوشیدن، روی سر انداختن، به سر کردن


ترجمه غازی

باز آغازیدن: restart
آغازی: initial
وضعیت آغازی: initial condition
غازیانه: bravely
آغازیان: protozoans


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه غازی

سخن بایرون: آغاز وجود انسان از سینه ی زنان حیات می یابد، آغازین كلمات را لبان او می آموزاند، آغازین گریه ها را نوازش انگشتان او آرام می دهد و واپسین آه ها را هم اغلب گوشِ زنی می شنود، آنگاه كه مردان از تحمل بار اندوه جانگزای دیدن واپسین دم حیات مردی كه ایشان را پیشوا بوده، تن می زنند.
سخن ماری هاسكل: اندیشیدن درباره ی خویشتن خویش وحشتناك است، اما این تنها راه صمیمانه ی كار است؛ اندیشیدن درباره ی خویشتن خویش، آن گونه كه هستم؛ اندیشیدن به جنبه های زشتم، اندیشیدن به جنبه های زیبایم و در شگفت شدن از آنها. چه آغازی می تواند محكمتر و استوارتر از این باشد؟ از چه چیزی می توانم رشد خود را آغاز كنم، جز از خویشتن خویشم؟
سخن میلان كوندرا: یك حالت آغازین موسیقی وجود دارد، حالتی كه پیش از تاریخ موسیقی وجود داشته است؛ حالت پیش از نخستین پرسش، پیش از نخستین اندیشه، پیش از نخستین بازی با دورنمایه یا مضمون.
سخن بایرون: آغاز وجود انسان از سینه ی زنان حیات می یابد، آغازین كلمات را لبان او می آموزاند، آغازین گریه ها را نوازش انگشتان او آرام می دهد و واپسین آه ها را هم اغلب گوشِ زنی می شنود، آنگاه كه مردان از تحمل بار اندوه جانگزای دیدن واپسین دم حیات مردی كه ایشان را پیشوا بوده، تن می زنند.
سخن میلان كوندرا: یك حالت آغازین موسیقی وجود دارد، حالتی كه پیش از تاریخ موسیقی وجود داشته است؛ حالت پیش از نخستین پرسش، پیش از نخستین اندیشه، پیش از نخستین بازی با دورنمایه یا مضمون.

گفت دنیا لعب و لهو است و شما *** کودکید و راست فرماید خدا
از لعب بیرون نرفتى کودکى *** بى‏ذکات روح کى باشد ذکى‏
چون جماع طفل دان این شهوتى *** که همى‏رانند اینجا اى فتى‏
آن جماع طفل چه بود بازیى *** با جماع رستمى و غازیى‏
جنگ خلقان همچو جنگ کودکان *** جمله بى‏معنى و بى‏مغز و مهان‏
جمله با شمشیر چوبین جنگشان *** جمله در لاینفعى آهنگشان‏
جمله‏شان گشته سواره بر نیى *** کاین براق ماست یا دلدل پیى‏
حامل‏اند و خود ز جهل افراشته *** راکب و محمول ره پنداشته‏
باش تا روزى که محمولان حق *** اسب تازان بگذرند از نه طبق‏
تعرج الروح إلیه و الملک *** من عروج الروح یهتز الفلک‏


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی غازی

غازی . (اِخ ) رجوع به نجم الدین الغازی السعید شود.

معنی غازی

غازی . (اِخ ) لقب مصطفی کمال پاشا نخستین رئیس جمهور ترکیه معروف به آتاتورک . رجوع به کمال پاشا شود.

معنی غازی

غازی . (اِخ ) ابن احمد. فرزند ابومنصور سامانی و از شاگردان شیخ طوسی است ، مردی فاضل و زاهد و پرهیزگار بوده و در کوفه وفات یافته است . او راست : کتاب بیان . (الذریعة ج 3 ص 171).

معنی غازی

غازی . (ص ، اِ) زن فاحشه . (از برهان ). || چرب روده ٔ پرمصالح . (برهان ). چرغند. || لقمه ٔ بزرگ . پیته ٔ درشت دبلة.(منتهی الارب ). || معرکه گیر. (از برهان ). ریسمان باز. (برهان ) (جهانگیری ). رسن با

معنی غازی

غازی . (اِخ ) (شاه ) عنوان رستم بن علاءالدوله علی بن رستم از امرای مازندران است . مؤلف حبیب السیر گوید: و چون عمرش (عمر علاءالدوله ) از شصت تجاوز نمود به علت نقرس مبتلی گشته زمام امور سلطنت را به پسر

معنی غازی

غازی . (اِخ ) رجوع به نجم الدین غازی المنصور شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: