مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی قینیة


معنی قینیة

قینیة. [ ق َ ی َ ] (اِخ ) دهی بوده مقابل باب الصغیر شهر دمشق که اینک بصورت باغستان هایی درآمده است . گروهی از دانشمندان در آنجا سکونت گزیده اند. (از معجم البلدان ). رجوع به قینه شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد قینیة اینجا را کلیک کنید

هم معنی قینیة


ترجمه قینیة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه قینیة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی قیوان

قیوان . [ ق َ ] (اِخ ) موضعی است در صعده از بلاد خولان یمن . حارث بن عمرو خولانی درباره ٔ آن اشعاری دارد. (از معجم البلدان ). شهری است در یمن مر خولان را. (منتهی الارب ).

معنی قیه لی

قیه لی . [ ق َ ی َ ] (اِخ )دهی است از دهستان نازلو بخش حومه ٔ شهرستان ارومیه .آب آن از شهرچای . محصول آن غلات ، چغندر و حبوب . شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان آنجا جوراب بافی است . راه ارابه رو دارد

معنی قیور

قیور. [ ق َی ْ یو ] (ع ص ) گمنام و ناشناخته نسب . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).

معنی قیو

قیو. [ ق َ ی ُوو ] (ع ص ) بسیار قی کننده . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به قَیوء شود.

معنی قینی

قینی . [ ق َ ی ی ] (ع ص نسبی ) نسبت است به بَلقَین از بنی اسد و اصل آن بنوالقین است مثل بلحارث در بنوالحارث و این از موارد شاذ تخفیف است . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).

معنی قینرجه

قینرجه . [ ق ِ ن َ ج َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سپاه منصور شهرستان بیجار، سکنه ٔ آن 410 تن . آب آن از چشمه . محصول آن غلات و لبنیات . شغل اهالی زراعت ، گله داری و صنایع دستی زنان آنجا قالیچه و جاجیم

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<