مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی قینرجه


معنی قینرجه

قینرجه . [ ق ِ ن َ ج َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دودانگه بخش ضیأآباد شهرستان قزوین ، سکنه ٔ آن 259 تن . آب آن از چشمه و در بهار از رودخانه ٔ محلی . محصول آن غلات ، گردو و مختصر میوه جات . شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان آنجا قالی و گلیم و جاجیم بافی است .راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد قینرجه اینجا را کلیک کنید

هم معنی قینرجه


ترجمه قینرجه


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه قینرجه



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی قینس

قینس . [ ق َ ن َ ] (اِخ ) صورتی از اقیانوس و مراد از آن بحر محیط است . دریای سوم از دریاهای هفتگانه ٔ زمین . رجوع به نشوء اللغة العربیة ص 83، 84 شود.

معنی قیه کشیدن

قیه کشیدن . [ ی َ/ ی ِ ک َ / ک ِ دَ ] (مص مرکب ) آوازی خاص که در جشن های عروسی و غیره کشند و بیشتر اکراد و الوار و روستائیان . (یادداشت مؤلف ). جیغ کشیدن بهنگام جشن (مانند عروسی ، مخصوصاً از طرف زنان

معنی قینر

قینر. [ ق ِ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سکمن آباد بخش حومه ٔ شهرستان خوی ، سکنه ٔ آن 275 تن . آب آن از آقچای و چشمه و محصول آن غلات و حبوب . شغل اهالی زراعت ، گله داری و صنایع دستی زنان آنجا جاجیم

معنی قینرجه

قینرجه . [ ق ِ ن َ ج َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان آجرلو بخش مرکزی شهرستان مراغه ، سکنه ٔ آن 361 تن . آب آن از چشمه . محصول آن غلات ، نخود و بزرک . شغل اهالی زراعت ، گله داری و صنایع دستی زنان آنجا جاج

معنی قینر

قینر. [ ق ِ ن َ] (اِخ ) دهی است از دهستان رودقات بخش مرکزی شهرستان مرند، سکنه ٔ آن 579 تن . آب آن از رودخانه و چشمه . محصول آن غلات و شغل اهالی آنجا زراعت و گله داری است .راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغر

معنی قیه بلاغی

قیه بلاغی . [ ق َ ی َ ب ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سراجو بخش مرکزی شهرستان مراغه ، سکنه ٔ آن 419 تن . آب آن از چشمه سارها. محصول آن غلات ، توتون ، کرچک ، نخود و زردآلو. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<