مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی قینان


معنی قینان

قینان . [ ق ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان برزرود بخش حومه ٔ شهرستان اصفهان ، متصل به شهر و یکی از محلات اصفهان است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد قینان اینجا را کلیک کنید

هم معنی قینان


ترجمه قینان


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه قینان



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی قینرجه

قینرجه . [ ق ِ ن َ ج َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مشگین باختری بخش مرکزی شهرستان خیاو، سکنه ٔ آن 326 تن . آب آن از مشگین چای .محصول آن غلات و شغل اهالی آنجا زراعت و گله داری است . راه مالرو دارد. (از

معنی قیناماری

قیناماری . [ ] (معرب ، اِ) از یونانی کیناباری . رجوع به قیناباری شود.

معنی قینامار

قینامار. [ ] (معرب ، اِ) از یونانی کیناباری . رجوع به قیناباری شود.

معنی قینان

قینان . [ ق َ ] (ع اِ) جای قید از دست و پای ستور یا خاص است بشتر. (منتهی الارب ).

معنی قینر

قینر. [ ق ِ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سکمن آباد بخش حومه ٔ شهرستان خوی ، سکنه ٔ آن 275 تن . آب آن از آقچای و چشمه و محصول آن غلات و حبوب . شغل اهالی زراعت ، گله داری و صنایع دستی زنان آنجا جاجیم

معنی قینا

قینا. (اِ) بر وزن مینا، نوعی از بقلةالحمقاست که به فارسی خرفه گویند. (برهان ) . || بیخی است طبی که در هندوستان روید. (فرهنگ فارسی معین ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: