مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی قیاس مفصول


معنی قیاس مفصول

قیاس مفصول . [ س ِ م َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) (اصطلاح منطق ) رجوع به قیاس موصول شود.

معنی قیاس مفصول- ترجمه قیاس مفصول برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد قیاس مفصول اینجا را کلیک کنید

هم معنی قیاس مفصول


ترجمه قیاس مفصول


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه قیاس مفصول



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی قیاس گرفتن

قیاس گرفتن . [ گ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ) قیاس کردن . مقایسه کردن . سنجیدن . اندازه گرفتن : قیاس از درختان بستان چه گیری ببین شاخ و بیخ درختان دانا. خاقانی . ز تاریخها چون گرفتم قیاس هم از نامه ٔ مر

معنی قیاض

قیاض . (ع اِ) برابر و مساوی . گویند هذا قیاض له . (منتهی الارب ). رجوع به قَیض شود.

معنی قیاساً

قیاساً. [ سَن ْ ] (ع ق ) قاعدةً. بقیاس . از روی قیاس . با مقایسه بچیزی دیگر. || از روی قاعده . بر طبق قاعده ٔ جاری . مقابل سماعاً.

معنی قیاض

قیاض . [ ق َی ْ یا ] (اِخ ) موضعی است بنواحی بغداد. نصر گوید: موضعی است بین کوفه و شام که از آن به عین اباغ روند. گروهی از طایفه ٔ شیبان و کنده در آن سکونت دارند. عبیداﷲبن حر در آن باره اشعاری دارد. گ

معنی قیاسات

قیاسات . (ع اِ) ج ِ قیاس : هی من قضایا التی قیاساتها معها؛ و آن را در موردی گویند که احتیاج به استدلال و آوردن دلیل و برهان نباشد. رجوع به قیاس شود.

معنی قیاس کردن

قیاس کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) سنجیدن چیزی را با چیزی . مقایسه کردن . (فرهنگ فارسی معین ) : دولت نو است و کار نو و کارکن نو است مردم قیاس کار نو از کارکن کنند. خاقانی . قیاس کن که دلم را چه تیر

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: