مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی قهیز


معنی قهیز

قهیز. [ ق َ ] (ع اِ) ابریشم . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (آنندراج ).

معنی قهیز- ترجمه قهیز برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد قهیز اینجا را کلیک کنید

هم معنی قهیز


ترجمه قهیز


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه قهیز



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی قهی

قهی . [ ق َهَْ ی ْ ] (ع مص ) خواهش طعام نکردن و ناخوش داشتن آن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

معنی قوأبی

قوأبی . [ ق َ ءَ بی ی ] (ع ص ) قوأب : اناء قوأبی . (منتهی الارب ) (تاج العروس ). رجوع به قوأب شود.

معنی قو

قو. [ ق َ وِن ْ ] (ع ص ) حبل قَو؛ رسن مختلف تاهها. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).

معنی قوأب

قوأب . [ ق َ ءَ ] (ع ص ) بسیار آبگیر: اناء قوأب ؛ آوند بسیار آبگیر. (ناظم الاطباء).

معنی قو

قو. (اِ) پرنده ای است از جنس مرغابی که گردن دراز و پرهای نرم و لطیف برنگ سیاه و سفید دارد و در آب شنا میکند. در نرمی و لطافت به پرهای آن مثال زنند. این پرنده را جویینه نیز گویند. (ناظم الاطباء). غاز

معنی قهی ً

قهی ً. [ ق َهَن ْ ] (ع مص ) خواهش طعام نکردن و ناخوش داشتن آنرا. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به قَهْی شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: