مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی قهزب


معنی قهزب

قهزب . [ ق َ زَ ] (ع ص ) کوتاه بالا. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). قصیر. (اقرب الموارد).

معنی قهزب- ترجمه قهزب برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد قهزب اینجا را کلیک کنید

هم معنی قهزب


ترجمه قهزب


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه قهزب



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی قهستان

قهستان . [ ق ُهََ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای بخش مرکزی سیرجان . محصول عمده ٔ آن غلات ، پنبه و شغل سکنه ٔ آن مکاری گری ، زراعت و پیشه وری است . این ده از 17 آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و جمعیت آن 35

معنی قهزی

قهزی . [ ق ِ / ق َ زی ی ] (ع اِ) نوعی از جامه ٔ پشمی سرخ مانند مرغزی و گاهی ابریشم را هم در آن خلط کنند. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). رجوع به قَهز شود.

معنی قهقار

قهقار. [ ق َ ] (ع اِ) سنگ سخت . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). رجوع به قهقر شود.

معنی قهریة

قهریة. [ ق َ ری ی َ ] (ع ص نسبی ) مؤنث قهری . - قوه ٔ قهریه ؛ زور. قدرت . (فرهنگ فارسی معین ).

معنی قهستان

قهستان . [ ق ُ هََ ] (اِخ ) موضعی در قم ، بدین نام اشتهار دارد. (حاشیه ٔ برهان چ معین از جغرافیای سیاسی کیهان ).

معنی قهقب

قهقب . [ ق َ ق َب ب ] (ع ص ) سطبر سالخورده . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). ستبر سالخورده . (ناظم الاطباء).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: