مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی قلوة


معنی قلوة

قلوة. [ ق ِل ْ وَ ] (ع ص ) ستور که صاحب خودرا از همه پیش برد. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد قلوة اینجا را کلیک کنید

هم معنی قلوة


ترجمه قلوة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه قلوة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی قلوری

قلوری . [ ق َ ل َوْ وَ ری ی ] (اِخ ) عمربن ابراهیم بن قلورة بلدی خطیب .از راویان و از مردم بلد است . وی از اسماعیل بن محمدمزنی روایت کند و از او ابوالحسین بن محمدبن احمدبن جمیع غسانی روایت دارد. (از ا

معنی قلوب

قلوب . [ ق َل ْ لو / ق ِل ْ ل َ ] (ع اِ) گرگ . || شیر. (اقرب الموارد). رجوع به قِلّیب شود.

معنی قلوبع

قلوبع. [ ق َ ل َ ب َ ] (ع اِ) بازیی است عربان را. (منتهی الارب ).

معنی قلوذیه

قلوذیه . [ ق َ ل َ ی َ ] (اِخ ) قلعه ای است محکم نزدیک ملطیه که ویران شد و حسن بن قحطبه در عصر منصور عباسی بسال 141 هَ . ق . آن را ساخت . بطلمیوس صاحب مجسطی بدان منسوب است . (معجم البلدان ).

معنی قلوجی

قلوجی . [ ق َل ْ لو جی ی ] (ص نسبی ) نسبت است قلوجه . (از لباب الانساب ). رجوع به قلوجه شود.

معنی قلوب

قلوب . [ ق َ ] (ع ص ) بسیار برگردنده .(منتهی الارب ). متقلب پرتقلب . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء). رجوع به قَلّوب و قلیب شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: