مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی قلنج خانلو


معنی قلنج خانلو

قلنج خانلو. [ق ِ ل ِ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان خروسلو بخش گرمی شهرستان اردبیل ، واقع در 39هزارگزی باختری گرمی و 25هزارگزی شوسه ٔ گرمی به اردبیل . موقع جغرافیایی آن جلگه وگرمسیری و سکنه ٔ آن 106 تن است . آب آن از چشمه و محصول آن غلات ، حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد قلنج خانلو اینجا را کلیک کنید

هم معنی قلنج خانلو


ترجمه قلنج خانلو


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه قلنج خانلو



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی قلمیاطیطس

قلمیاطیطس . [ ] (معرب ، اِ) نوعی از راوند طیب الرایحه است . (فهرست مخزن الادویة).

معنی قلنج خان کندی

قلنج خان کندی . [ق ِ ل ِ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان چهار اویماق بخش قره آغاج شهرستان مراغه ، واقع در 38 هزارگزی جنوب خاوری قره آغاج و 95 هزارگزی جنوب شوسه ٔ مراغه به میانه . موقع آن کوهستانی و هوا

معنی قلندر

قلندر. [ ق َ ل َ دَ ] (اِخ ) امیرعلی . یکی از امرای سلطان طاهربن سلطان احمد. (حبیب السیر چ سنگی ج 2 ص 167).

معنی قلندر

قلندر. [ ق َ ل َ دَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خاوه بخش دلفان شهرستان خرم آباد، واقع در 12هزارگزی جنوب خاوری نورآباد و 12هزارگزی جنوب اتومبیل رو خرم آباد به کرمانشاه . موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن

معنی قلنداس

قلنداس . [ ] (اِخ ) عید نوروز قبطیان . در بلوغ الارب آمده : نزد قبطیان مصر عیدی است بنام نوروز (نیروز) که آن را در روز اول سال گیرند و نصارای شام آن را قلنداس خوانند. در این روز شادی کنند و آتش افروزن

معنی قلنبه

قلنبه . [ ق ُ لُم ْ ب َ / ب ِ ](اِ) درشت . ناهنجار. نتراشیده و نخراشیده . قلمبه . - قلنبه سلمبه ؛ غلنبه سلنبه : کلمات قلنبه سلمبه . - قلنبه گو ؛ غلنبه گو. آنکه کلمات درشت و نامأنوس بکار برد. - قلنبه

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: