مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی قلب


معنی قلب

قلب . [ ق َ ] (اِخ ) شهری است در اندلس . رجوع به اسپانی و اسپانیا و نخبةالدهر دمشقی ص 245 شود.

معنی قلب- ترجمه قلب برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد قلب اینجا را کلیک کنید

هم معنی قلب

سکته : 1 ایست(قلبی، مغزی)، فجاه، 2 توقف، درنگ، سکوت، صمت، مکث، وقفه 3 آسیب، لطمه
سنگ‌دل، سنگدل : بی‌رحم، بی‌شفقت، جفاکار، درشتخو، سگدل، شرور، شریر، شقی، ظالم، قسی، قسی‌القلب
سویدا : 1 نقطه سیاهی درقلب 2 دانه سیاه
سیاه‌دل : 1 بی‌رحم، تیره‌جان، تیره‌ضمیر، تیره‌دل، سنگدل، قسی‌القلب، قسی، گمراه 2 بددل، بدگمان، ظنین
شارلاتان: چاخان، حقه‌باز، شیاد، متقلب، مشعبد، نیرنگ‌باز و درستکار


ترجمه قلب

قساوت قلب: barbarity
منقلب شدن: be turned
انقباض قلب: systole
تقلب در مالیات: tax evasion
قلب رقیق: tender heart
قلب: permutation


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه قلب

سخن هنری وادزورث لانگ‌فلو: ای دلهای كوچك كه سخت تب آلود و ناشكیبا می تپید و می زنید، با آرزوهایی سخت نیرومند و بی انتها؛ قلب من كه زمانی بس دراز از هیجانها درخشیده و افروخته مانده، اكنون به خاكستر بدل شده، و آتشهای خود را می پوشاند و پنهان می كند.
سخن ساندرا راجرز: هر بار كه از كُنه قلب و با تمام وجود، آرزو و خواست خود را با خدا در میان گذاشته و هیچ شك و تردیدی در این باره نداشته باشیم، به مراد دل خود می رسیم.
سخن جبران خلیل جبران: شیمیدانی كه از قلب خود، عناصر شفقت، احترام، آرزو، توجه، تأسف، شگفتی و بخشایش را گرفته و آنها را با هم تركیب می كند، اتمی را می سازد كه عشق نام دارد.
سخن میستر اكهارت: تمام چیزی كه خدا از بشر می خواهد یك قلب آرام است.
سخن فرانسوا ولتر: پارسایی و پرهیزگاری در قلب نشسته است، نه جای دیگر.

آدمى نزدیک عاقل چون خفى است *** چون بود آدم که در غیب او صفى است‏
تشبیه صورت اولیا و صورت کلام اولیا به صورت عصاى موسى و صورت افسون عیسى علیهما السلام‏ ***
آدمى همچون عصاى موسى است *** آدمى همچون فسون عیسى است‏
در کف حق بهر داد و بهر زین *** قلب مومن هست بین اصبعین‏
ظاهرش چوبى و لیکن پیش او *** کون یک لقمه چو بگشاید گلو
تو مبین ز افسون عیسى حرف و صوت *** آن ببین کز وى گریزان گشت موت‏
تو مبین ز افسونش آن لهجات پست *** آن نگر که مرده بر جست و نشست‏
تو مبین مر آن عصا را سهل یافت *** آن ببین که بحر خضرا را شکافت‏
تو ز دورى دیده‏اى چتر سیاه *** یک قدم وا پیش نه بنگر سپاه‏
تو ز دورى مى‏نبینى جز که گرد *** اندکى پیش آ ببین در گرد مرد


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی قلب اندود

قلب اندود. [ ق َ اَ ] (ن مف مرکب ) زری که در میانه ٔ او مس یا روی بود و بالای آن ملمع یا طلای نقره باشد. (آنندراج ).

معنی قلب

قلب . [ ق ُل ْ ل َ ] (ع ص ) حیله ساز ماهر در تقلب . (منتهی الارب ). حیله گر بینا به زیرورو کردن کار: رجل حُوَّل ٌ قُلَّب ٌ و حُولی قلبی و حولی قلب . (اقرب الموارد). رجوع به قلبی شود.

معنی قلب کار

قلب کار. [ ق َ ] (ص مرکب ) سازنده ٔ زر یاسیم قلب یا زری که در میانه ٔ آن مس یا روی بود و برروی آن طلا یا نقره باشد. (از آنندراج ) : خاقانیا ز بغداد اهل وفا چه جویی کز شهر قلب کاران این کیمیا نخیزد.

معنی قلب

قلب . [ ق ُ ] (ع اِ) دستیانه و دست برنجن زنان . (منتهی الارب ). دست برنجن زن برنتافته ، و گفته اند آنچه از آن مفتول باشد از یک طاق نه دو طاق ، و گفته اند استعاره است از قلب نخله (پیه خرمابن ) به خاطر

معنی قلب

قلب . [ ق َ ل َ ] (ع اِمص ) برگشتن لب . (اقرب الموارد). برگشتگی لب . (منتهی الارب ) (آنندراج ).

معنی قلب

قلب . [ ق َ ] (اِخ ) آبی است به حره ٔ بنی سلیم . (منتهی الارب ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter