مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی قطیعاء


معنی قطیعاء

قطیعاء. [ ق ُ طَ ] (ع اِ) نوعی از خرما، یا آن شهریزاست . || اتقوا القطیعاء؛ یعنی از انقطاع یکدیگر برحذر باشید. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد قطیعاء اینجا را کلیک کنید

هم معنی قطیعاء


ترجمه قطیعاء


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه قطیعاء



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی قطیعة

قطیعة. [ ق َ ع َ ] (ع اِ) فداء که اسیری را برای بازخریدن دهند. (عیون الانباء ج 2 ص 121) : فقال الملک نخاف ان یهرب و قطیعة کثیرة و قال للملک سلمه الی و ضمانه علی فقال له تسلمه اذا جائت قطیعة کان لک منه

معنی قطیعه ٔ عکی

قطیعه ٔعکی . [ ق َ ع َ ی ِ ع َک ْ کی ] (اِخ ) این قطیعه در بغداد میان باب البصره و باب الکوفه از مدینه ٔ ابوجعفر منصور واقع است . عکی ، مقاتل بن حکیم بن عبدالرحمان بن حارث بن عنزةبن دماغةبن صحاربن زید

معنی قطیع

قطیع. [ ق َ ] (ع اِ) گله ٔ گوسفندان و ستوران و رمه ٔ گاوان . ج ، اَقطاع ، قُطْعان ، قَطاع ، اقاطع. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || تازیانه . (منتهی الارب ). || تازیانه ٔ طرف شکسته . (اقرب الموارد) (

معنی قطیعة

قطیعة. [ ق َ ع َ ] (ع اِمص ) جدائی . (منتهی الارب ).هجران . || (اِ) وظیفه . (اقرب الموارد).

معنی قطیعه ٔ فقهاء

قطیعه ٔ فقهاء. [ ق َ ع َ ی ِ ف ُ ق َ ] (اِخ ) در کرخ واقع است و محدثانی بین آن و قطیعه ٔ ربیع ساکنند. (معجم البلدان ).

معنی قطیعه ٔ عیسی

قطیعه ٔ عیسی . [ ق َ ع َ ی ِ سا ] (اِخ ) در بغداد واقع و به عیسی بن علی بن عبداﷲ منسوب است . جماعتی از محدثان بدان منسوبند. (معجم البلدان ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: