مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی قطان


معنی قطان

قطان . [ ق َطْ طا ] (اِخ ) یحیی بن سعیدبن فروخ بصری ، مکنی به ابوزکریا یا ابوسعید. محدث عصر خود و از اصحاب حضرت صادق علیه السلام است ، و از گفته ٔ شیخ طوسی می توان ثقه بودن وی را استظهار کرد. وی به سال 198 هَ . ق . درگذشت .

معنی قطان- ترجمه قطان برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد قطان اینجا را کلیک کنید

هم معنی قطان


ترجمه قطان


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه قطان



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی قطانی

قطانی . [ ق َ نی ی ] (ع اِ) ج قُطْنیّة.(اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به قطنیة شود.

معنی قطب

قطب . [ ق ُ طُ ] (ع اِ) ستونه ٔ آهنی آسیا و چرخ . (منتهی الارب ). آهنی است در سنگ پائین آسیا که سنگ بالا بر آن گردد. (اقرب الموارد). رجوع به قُطْب شود.

معنی قطان

قطان . [ ق ِ ] (اِخ ) نام موضعی است ، و در شعر حطیئة از آن نام برده شده است . (معجم البلدان ).

معنی قطان

قطان . [ ق ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان سراجو از بخش مرکزی شهرستان مراغه واقع در 33500 گزی جنوب خاوری مراغه و 11000 گزی جنوب شوسه ٔ مراغه به سراسکند. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن معتدل است . سکنه

معنی قطانی

قطانی . [ ] (اِخ ) شیخ جاوی . از دانشمندان است . او راست : تسهیل الامانی فی شرح عوامل الجرجانی . کتاب دیگری به نام تسریح العوامل فی شرح العوامل از همین مؤلف در مصر به سال 1325 هَ . ق . با کتاب تسهیل

معنی قطب

قطب . [ ق َ طَ ] (ع مص ) گرفتن چیزی را و سپس گرفتن باقیمانده ٔ آن برحسب اول به گزاف و تخمین نه به وزن . (از منتهی الارب ) (اقرب الموارد). یقال : اَخَذه ُ قَطَباً قد نهی عنه الشرع . (اقرب الموارد) (لسا

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter