مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی قصارة الارض


معنی قصارة الارض

قصارة الارض . [ ق ُ رَ تُل ْ اَ ] (ع اِ مرکب ) پاره ای از زمین نیکو خوشتر از روی گیاه و طراوت به اندازه ٔ پنجاه گز یازیاده از آن . (منتهی الارب ). قطعة قصیرة من الارض و هی اسمنها ارضاً و اجودها نبتاً قدر خمسین ذراعاً و اکثر. (اقرب الموارد). || دانه ای که در سنبل بماند بعدِ کوفتن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد قصارة الارض اینجا را کلیک کنید

هم معنی قصارة الارض


ترجمه قصارة الارض


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه قصارة الارض



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی قصاصاء

قصاصاء. [ ق ِ ] (ع اِمص ) قَوَد، و آن کشتن است به کشتن و جراحت وارد کردن است در برابر جراحت وارد کردن . (از اقرب الموارد). قصاص . (منتهی الارب ). رجوع به قِصاص شود.

معنی قصارا

قصارا. [ ق ُ ] (ع اِ) قصاری . رجوع به قُصاری ̍ شود.

معنی قصار امی

قصار امی . [ ق َص ْ صا رِ اُم ْ می ] (اِخ ) شاعری است به روزگار غزنویان و ظاهراً مادح محمود و امیر ابواحمد محمدبن محمود و مسعودبن محمود. عروضی در کتاب چهارمقاله در سلک شعرای ملوک آل ناصرالدین یعنی غزن

معنی قصاری

قصاری . [ ق َص ْ صا ] (اِخ ) محمدبن ابوسعیدبن محمد درغانی بزار، مکنی به ابوبکر. از فقیهان شافعی است . وی نزد ابوالمظفر سمعانی و ابوالقاسم زاهری و جز ایشان فقه را فراگرفت و از او ابوسعد سمعانی و دیگران

معنی قصار

قصار. [ ق َص ْ صا ] (اِخ ) حمدون بن احمدبن عمارة، مکنی به ابوصالح . رئیس فرقه ٔ قصاریان و از بزرگان صوفیه است .وی گفتی که علم خدای تعالی به تو نیکوتر از آن باشد که علم خلق پس باید که اندر خلا با حق تع

معنی قصاص

قصاص . [ ق ُ] (اِخ ) نام کوهی است از بنی اسد. (معجم البلدان ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: