مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی قصارة الارض


معنی قصارة الارض

قصارة الارض . [ ق ُ رَ تُل ْ اَ ] (ع اِ مرکب ) پاره ای از زمین نیکو خوشتر از روی گیاه و طراوت به اندازه ٔ پنجاه گز یازیاده از آن . (منتهی الارب ). قطعة قصیرة من الارض و هی اسمنها ارضاً و اجودها نبتاً قدر خمسین ذراعاً و اکثر. (اقرب الموارد). || دانه ای که در سنبل بماند بعدِ کوفتن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد قصارة الارض اینجا را کلیک کنید

هم معنی قصارة الارض


ترجمه قصارة الارض


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه قصارة الارض



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی قصارة

قصارة. [ ق ُ رَ ] (ع اِ) سرای خُرد از دار که جز صاحبش داخل نشود. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). خانه ٔ فراخ استوار، و گویند از خانه کوچک تر بود. (اقرب الموارد). || آنچه در پرویزن باقی بماند سپس ِ بیخت

معنی قصاری

قصاری . [ ق ُ را ] (ع اِ) غایت . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). جهد و غایت وآخرالامر. (اقرب الموارد): قصاراک ان تفعل کذا؛ ای غایتک و جهدک و آخر امرک (اقرب الموارد) : یا رب او را برای همنفسان به قصار

معنی قصاریان

قصاریان .[ ق َص ْ صا ] (اِخ ) فرقه ای هستند از صوفیه ، و آنان را ملامتیان یا حمدونیان نیز خوانند. این فرقه بر طریقت ابوصالح حمدون بن احمدبن عمارة قصار هستند. (کشف المحجوب هجویری ص 228). رجوع به قصار (

معنی قصاص

قصاص . [ ق ُ] (اِخ ) نام کوهی است از بنی اسد. (معجم البلدان ).

معنی قصار

قصار. [ ق َص ْ صا ] (اِخ ) حمدون بن احمدبن عمارة، مکنی به ابوصالح . رئیس فرقه ٔ قصاریان و از بزرگان صوفیه است .وی گفتی که علم خدای تعالی به تو نیکوتر از آن باشد که علم خلق پس باید که اندر خلا با حق تع

معنی قصارة

قصارة. [ ق َ رَ ] (ع مص ) کوتاه شدن . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || قصارت . جامه شستن . گازری کردن . (از آنندراج ). رجوع به قصارت شود. || (اِمص ) کوتاهی .(اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به قِص

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: