مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی قش رباط


معنی قش رباط

قش رباط. [ق ُ رُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بالارخ بخش کدکن ، سر راه مالرو نسر به حاجی آباد. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن معتدل است . سکنه ٔ آن 322 تن . آب آن از قنات و محصول آن غلات ، بنشن . شغل اهالی زراعت و گله داری و کرباس بافی است . راه مالرو دارد، و از اسدآباد اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).

معنی قش رباط- ترجمه قش رباط برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد قش رباط اینجا را کلیک کنید

هم معنی قش رباط


ترجمه قش رباط


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه قش رباط



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی قش

قش . [ ق َ ] (ص ، اِ) شبیه و مانند و نظیر. || یار و رفیق . (ناظم الاطباء) (استینگاس ).

معنی قسیوسیوس

قسیوسیوس . [ ] (معرب ، اِ) سلیخه است . (فهرست مخزن الادویه ). رجوع به قسا شود.

معنی قشابر

قشابر. [ ق ُ ب ِ ] (ع ص ) گر پراکنده و منتشر. (منتهی الارب ). جرب پراکنده و منتشر. (ناظم الاطباء). من الجرب ، الفاشی منه . (اقرب الموارد). || رجل قشابراللحیة؛ مرد درازریش . (منتهی الارب ) (ناظم الاطبا

معنی قش

قش . [ ق َش ش ] (ع مص ) خوردن از اینجا و آنجا و پیچیدن هرچه یافتن و برگرفتن از خوان به آنچه بر آن قادر شدن . گویند: قش الرجل قشاً؛ اکل من هنا و هنا و لف ما قدر علیه مما علی الخوان . (از اقرب الموارد).

معنی قشاح

قشاح . [ ق ُ ] (ع ص ) خشک . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ).

معنی قشاب

قشاب . [ ق ُ ] (اِخ ) نام جایی است ، و در اشعار فضل بن عباس از آن یاد شده است . (از معجم البلدان ) (منتهی الارب ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: