مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی قسین


معنی قسین

قسین . [ ق ُس ْ سی ] (اِخ ) ناحیه ای است از نواحی کوفه . (معجم البلدان ).

معنی قسین- ترجمه قسین برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد قسین اینجا را کلیک کنید

هم معنی قسین


ترجمه قسین


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه قسین



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی قسیم امیرالمؤم...

قسیم امیرالمؤمنین . [ ق َ اَ رُل ْ م ُءْ م ِ ] (اِخ ) ابوالمظفر قلادون الصالحی . ملک مصر است . || برکیارق بن سلطان ملکشاه . رجوع به برکیارق شود. || طغرل بن ارسلان شاه بن طغرل بن محمد طبربن ملکشاه . ر

معنی قش

قش . [ ق َش ش ] (ع اِ) صقیع است . (فهرست مخزن الادویه ). || خرمابن هیچکاره ، چون دقل و جز آن . (منتهی الارب ). ردی تمر، چون دَقَل ، و این لغت عمانی است . (اقرب الموارد). || دلو بزرگ . (منتهی الارب ) (

معنی قشار

قشار. [ ] (اِ) قشور محلب و دبق است . (فهرست مخزن الادویه ).

معنی قشاح

قشاح . [ ق َ ] (ع اِ) کفتار. (منتهی الارب ). ضبع. (اقرب الموارد از قاموس ).

معنی قش رباط

قش رباط. [ق ُ رُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بالارخ بخش کدکن ، سر راه مالرو نسر به حاجی آباد. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن معتدل است . سکنه ٔ آن 322 تن . آب آن از قنات و محصول آن غلات ، بنشن . شغل

معنی قش

قش . [ ق َ ] (ص ، اِ) شبیه و مانند و نظیر. || یار و رفیق . (ناظم الاطباء) (استینگاس ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: