مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی قسطیر


معنی قسطیر

قسطیر. [ ق ِ ] (معرب ، اِ) ارزیر. رصاص . (برهان )(ناظم الاطباء). و رجوع به فهرست مخزن الادویه شود.

معنی قسطیر- ترجمه قسطیر برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد قسطیر اینجا را کلیک کنید

هم معنی قسطیر


ترجمه قسطیر


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه قسطیر



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی قسطین

قسطین . [ ] (اِخ )دهی جزء دهستان رودبار بخش معلم کلایه ٔ شهرستان قزوین واقع در 40 هزارگزی باختر معلم کلایه و 51 هزارگزی راه شوسه . موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن سردسیری است . سکنه ٔ آن 221 تن .

معنی قسقاسة

قسقاسة. [ ق َ س َ ] (ع اِ) عصا. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). چوب دستی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

معنی قسقوس

قسقوس . [ ق ُ ] (ع اِ) هیزمی است که انواع آن با افران میسوزد ، و این کلمه دخیل است . (اقرب الموارد). نام نوعی چوب که میسوزد، و عامه آن را سکوس نامند و سقواص نیز خوانده میشود و این همان است که حنین د

معنی قسطین لار

قسطین لار. [ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان رودبار بخش معلم کلایه ٔشهرستان قزوین واقع در 24 هزارگزی جنوب باختری معلم کلایه و 36 هزارگزی راه شوسه . موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن معتدل است . سکنه ٔ آن 3

معنی قسم

قسم . [ ق َ ] (ع اِ، اِمص ) عطا و دهش . (منتهی الارب ). عطاء. (اقرب الموارد). و به این معنی جمع ندارد. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || رای . || شک و تردد. (اقرب الموارد) (منتهی الارب

معنی قسطیلیة

قسطیلیة. [ ق َ ی َ ] (اِخ ) ناحیه ای است در افریقا و از جمله آبادیهای این ناحیه است . توزر و حمه و نفطة از شهرهای آن ، و شهر توزر مرکز آن است . (معجم البلدان ). شهری است . (منتهی الارب ). شهری در اندل

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: