مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی قسطنیل


معنی قسطنیل

قسطنیل . [ ] (معرب ، اِ) شاه بلوط است . (فهرست مخزن الادویه ). رجوع به قسطل و قسطانیا شود.

معنی قسطنیل- ترجمه قسطنیل برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد قسطنیل اینجا را کلیک کنید

هم معنی قسطنیل


ترجمه قسطنیل


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه قسطنیل



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی قسطون

قسطون . [ ق َ ] (معرب ، اِ) نباتی است که بالفعل مفقود است ، ساقش مربع و زیاده بر ذرعی وبرگش دراز و به شکل بلوط و از ساق میروید و خشبوی و برگهای اسفل بزرگتر و از اعلی کوچکتر و گلش زرد و دربوی شبیه به ص

معنی قسطنطینیه

قسطنطینیه . [ ق ُ طَ طی نی ی َ ] (اِخ ) استانبول . رجوع به استانبول شود.

معنی قسطنطین نهم

قسطنطین نهم . [ ق ُ طَ طی ن ِ ن ُ هَُ ] (اِخ ) (976 - 1028 م .) یکی از امپراطوران بیزنطی است . (از ذیل المنجد).

معنی قسطوریوس

قسطوریوس . [ ق َ ] (معرب ، اِ) جندبادستر است که به فارسی خزمیان نامند. (فهرست مخزن الادویه ). رجوع به قسطوریون و قسطور و قسطورة شود.

معنی قسطین

قسطین . [ ] (اِخ )دهی جزء دهستان رودبار بخش معلم کلایه ٔ شهرستان قزوین واقع در 40 هزارگزی باختر معلم کلایه و 51 هزارگزی راه شوسه . موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن سردسیری است . سکنه ٔ آن 221 تن .

معنی قسطنطینیة

قسطنطینیة. [ ق ُ طَ طی نی ی َ ] (اِخ ) (خلیج ...) خلیج دریای رومیان است ، و بیشترین پهنای دریای رومیان خلیج قسطنطنیه چهارمیل است . باریکترین جایی از خلیج مغربی ده فرسنگ و از این کران بدان کران نتوان د

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: