مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی قرطیط


معنی قرطیط

قرطیط. [ ق ِ ] (ع اِ) چیز اندک . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || بلا و سختی . (منتهی الارب ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد قرطیط اینجا را کلیک کنید

هم معنی قرطیط


ترجمه قرطیط


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه قرطیط



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی قرطی

قرطی . [ ق ُ ] (اِخ ) عثمان بن سعبان . از محدثان است . (انساب سمعانی ).

معنی قرطی

قرطی . [ ق ِ ] (ص ) غِرتی . دشنامی است پسران و مردان جوان را. لوس . جلف .

معنی قرظی

قرظی . [ ق َ رَ ] (اِخ ) محمدبن عماربن سعد قراظ. از محدثان است . وی از ابوحریره روایت کند و فرزند فرزندش محمدبن عماربن حفص ، و عمربن عبدالرحمان بن اسد از او روایت کنند. (انساب سمعانی ).

معنی قرظ

قرظ.[ ق َ رِ ] (اِخ ) (مروان ...) لقب خلیفه ٔ چهارم است از خلفای بنی امیه بدان جهت که بعض بلاد یمن به دست او مفتوح گشت ، و آن روئیدن گاه قرظ است . (منتهی الارب ).

معنی قرظ

قرظ. [ ق َ رَ ] (اِخ ) (ذو...)یا ذوقُرَیْظ. موضعی است به یمن (معجم البلدان ) (منتهی الارب )، و آن روئیدن گاه قرظ است . (منتهی الارب ).

معنی قرظی

قرظی . [ ق َ رَ ظی ی ] (ع ص نسبی ) (کبش ...) کبش جهنی . قچقار یمنی ، بدان جهت که یمن روئیدن گاه قرظ است . (منتهی الارب ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: