مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی قرطبی


معنی قرطبی

قرطبی . [ ق ُ طُ ] (اِخ ) اسحاق بن جابر. از دانشمندان است .وی به سال 263 هَ .ق . وفات یافت . (انساب سمعانی ).

معنی قرطبی- ترجمه قرطبی برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد قرطبی اینجا را کلیک کنید

هم معنی قرطبی


ترجمه قرطبی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه قرطبی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی قرطس

قرطس . [ ق َ طَ] (ع اِ) کاغذ. (منتهی الارب ). رجوع به قرطاس شود.

معنی قرطبی

قرطبی . [ ق ُ طُ ] (اِخ ) محمدبن عبداﷲبن محمدبن عبدالبر، مکنی به ابوعبداﷲ. ازمحدثان است . وی به سال 283 هَ .ق . در قرطبه تولد یافت و به سال 341 هَ .ق . وفات کرد. (انساب سمعانی ).

معنی قرطبی

قرطبی . [ ق ِ طِب ْ با ] (ع اِ) نوعی از بازی . || نوعی از بند کُشتی . (منتهی الارب ) (آنندراج ).

معنی قرطبة

قرطبة. [ ق ُ طُ ب َ ] (اِخ ) شهری است در اسپانیا دارای 103000 جمعیت که آن را فنیقیان بنیاد کردند و رومانیها آباد ساختند و آنگاه خلفای اموی اندلس آن را پایتخت خود قرار دادند. در روزگار آنان این شهر رو

معنی قرطبی

قرطبی . [ ق ُطُ ] (اِخ ) یحیی بن سعدون ازدی . از پیشوایان لغت و ادب است . در اقامت خود در اسکندریه پس از قرن پنجم هجری کتابها نوشت و به عراق و دمشق رفت و از دمشق به شهرهای آذربایجان مهاجرت کرد و در آن

معنی قرطبة

قرطبة. [ ق ُ طُ ب َ ] (اِخ ) کردوبا. شهری است در مکزیک دارای 30000 تن جمعیت که در آن استقلال مکزیک به سال 1821 م . اعلان شد. (ذیل المنجد).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: