مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی قرطان


معنی قرطان

قرطان . [ ق ُ ] (ع اِ) داهیة. || خوی گیر. || زین یا جل شتر که پالان بر زیر آن نهند. (منتهی الارب ). قرطاط. رجوع به قرطاط شود.

معنی قرطان- ترجمه قرطان برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد قرطان اینجا را کلیک کنید

هم معنی قرطان


ترجمه قرطان


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه قرطان



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی قرطاول

قرطاول . [ ق َ وُ ] (اِخ ) دهی از دهستان سراجو از بخش مرکزی شهرستان مراغه واقع در 22 هزارگزی خاور مراغه و 7 هزارگزی شمال خاوری راه ارابه رو مراغه به قره آغاج . موقع جغرافیایی آن کوهستانی معتدل سالم اس

معنی قرطال

قرطال . [ ق ِ ] (ع اِ) کواره . (بحر الجواهر). || کندوی زنبور عسل . (بحر الجواهر: کواره ).

معنی قرطبی

قرطبی . [ ق ُ طُ ] (اِخ ) طاهربن عبدالعزیز رعینی اندلسی . وفات وی به سال 304 هَ .ق . اتفاق افتاد. (انساب سمعانی ).

معنی قرطبة

قرطبة. [ ق ُ طُ ب َ ] (اِخ ) کردوبا. شهری است در مکزیک دارای 30000 تن جمعیت که در آن استقلال مکزیک به سال 1821 م . اعلان شد. (ذیل المنجد).

معنی قرطاجنة

قرطاجنة. [ ق َ ن َ ] (اِخ ) کارتاژ. و آن را قرطاجنه ٔ اندلس گویند. شهری است در اسپانیا بر کنار دریا که لنگرگاه و مرکز صنعتی است . در این شهر کلیسای بزرگی از قرن سیزدهم م . و آثاری از رومانیهاست . ای

معنی قرطاجنة

قرطاجنة. [ ق َ ن َ ] (اِخ ) روستای کوچکی بود در خلیج تونس ، و آن را قرطاجنه ٔ تونس گویند. در ده میلی شمال پایتخت تونس گروهی از کنعانیان که به سرکردگی ملکه ٔ فنیقی دیدو از صور بیرون شدند آنجا را بنیاد

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter