مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی قرطان


معنی قرطان

قرطان . [ ق ُ ] (ع اِ) داهیة. || خوی گیر. || زین یا جل شتر که پالان بر زیر آن نهند. (منتهی الارب ). قرطاط. رجوع به قرطاط شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد قرطان اینجا را کلیک کنید

هم معنی قرطان


ترجمه قرطان


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه قرطان



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی قرطبة

قرطبة. [ ق ُ طُ ب َ ] (اِخ ) شهری است در اسپانیا دارای 103000 جمعیت که آن را فنیقیان بنیاد کردند و رومانیها آباد ساختند و آنگاه خلفای اموی اندلس آن را پایتخت خود قرار دادند. در روزگار آنان این شهر رو

معنی قرطبة

قرطبة. [ ق ُ طُ ب َ ] (اِخ ) کردوبا. شهری است در مکزیک دارای 30000 تن جمعیت که در آن استقلال مکزیک به سال 1821 م . اعلان شد. (ذیل المنجد).

معنی قرطاجانه

قرطاجانه . [ ق َ ن َ ] (اِخ ) قرطاجنة. رجوع به قرطاجنة شود.

معنی قرطبة

قرطبة. [ ق َ طَ ب َ ] (ع مص ) بر زمین به گردن افکندن کسی را. (منتهی الارب ). صرع بر قفا. (اقرب الموارد). || بر زمین انداختن . (منتهی الارب ). || استخوان شتر کشته بریدن . || سخت دویدن . || گریختن . ||

معنی قرطاجنة

قرطاجنة. [ ق َ ن َ ] (اِخ ) روستای کوچکی بود در خلیج تونس ، و آن را قرطاجنه ٔ تونس گویند. در ده میلی شمال پایتخت تونس گروهی از کنعانیان که به سرکردگی ملکه ٔ فنیقی دیدو از صور بیرون شدند آنجا را بنیاد

معنی قرطبی

قرطبی . [ ق ُ طُ بی ی ] (ص نسبی ) نسبت است به قرطبة. (انساب سمعانی ). رجوع به قرطبة شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: