مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی قرطاط


معنی قرطاط

قرطاط. [ ق ُ / ق ِ ] (ع اِ) داهیة. || خوی گیر. (منتهی الارب ). || زین یا جل شتر که پالان بر زیر آن نهند. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ج ، قراطط. (منتهی الارب ). رجوع به قرطان شود.

معنی قرطاط- ترجمه قرطاط برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد قرطاط اینجا را کلیک کنید

هم معنی قرطاط


ترجمه قرطاط


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه قرطاط



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی قرطبة

قرطبة. [ق ُ طُ ب َ ] (اِخ ) کوردوبا. شهری است در آرژانتین و مرکز صنعت و زراعت است . (المنجد). این شهر کنار نهر بریمیرو قرار دارد و در آن دانشگاه و رصدخانه است . جمعیت آن به سال 1954 م . سیصدهزار نفر ب

معنی قرطاجنة

قرطاجنة. [ ق َ ن َ ] (اِخ ) روستای کوچکی بود در خلیج تونس ، و آن را قرطاجنه ٔ تونس گویند. در ده میلی شمال پایتخت تونس گروهی از کنعانیان که به سرکردگی ملکه ٔ فنیقی دیدو از صور بیرون شدند آنجا را بنیاد

معنی قرطاول

قرطاول . [ ق َ وُ ] (اِخ ) دهی از دهستان سراجو از بخش مرکزی شهرستان مراغه واقع در 22 هزارگزی خاور مراغه و 7 هزارگزی شمال خاوری راه ارابه رو مراغه به قره آغاج . موقع جغرافیایی آن کوهستانی معتدل سالم اس

معنی قرطبی

قرطبی . [ ق ُ طُ ] (اِخ ) اسحاق بن جابر. از دانشمندان است .وی به سال 263 هَ .ق . وفات یافت . (انساب سمعانی ).

معنی قرطاسیة

قرطاسیة. [ ق ِ سی ی َ ] (ع ص ) سپید بی آمیغ. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). گویند: دابة قرطاسیة. (منتهی الارب ).

معنی قرطان

قرطان . [ ق ُ ] (ع اِ) داهیة. || خوی گیر. || زین یا جل شتر که پالان بر زیر آن نهند. (منتهی الارب ). قرطاط. رجوع به قرطاط شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: