مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی قرطاس


معنی قرطاس

قرطاس . [ ق ِ / ق ُ ] (ع اِ) کاغذ. (منتهی الارب ). صحیفه ای که بر آن نویسند. (اقرب الموارد). رجوع به ماده ٔ قبل و نیز رجوع به کاغذ شود.

معنی قرطاس- ترجمه قرطاس برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد قرطاس اینجا را کلیک کنید

هم معنی قرطاس

دیوان‌سالاری: بوروکراسی، قرطاس‌بازی، کاغذبازی
قرطاس: 1 پاپیروس، کاغذ 2 دستخط، مراسله، مکتوب، نامه
قرطاس‌بازی: بوروکراسی، دیوان‌سالاری، کاغذبازی
کاغذ: 1 قرطاس 2 منشور 3 عریضه، مراسله، مرقومه، نامه، نوشته
کاغذبازی: بوروکراسی، دیوانسالاری، قرطاس‌بازی


ترجمه قرطاس


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه قرطاس



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی قرطاجانه

قرطاجانه . [ ق َ ن َ ] (اِخ ) قرطاجنة. رجوع به قرطاجنة شود.

معنی قرطبة

قرطبة. [ ق َ طَ ب َ ] (ع مص ) بر زمین به گردن افکندن کسی را. (منتهی الارب ). صرع بر قفا. (اقرب الموارد). || بر زمین انداختن . (منتهی الارب ). || استخوان شتر کشته بریدن . || سخت دویدن . || گریختن . ||

معنی قرطال

قرطال . [ ق ِ ] (ع اِ) کواره . (بحر الجواهر). || کندوی زنبور عسل . (بحر الجواهر: کواره ).

معنی قرطبة

قرطبة. [ ق ُ طُ ب َ ] (اِخ ) شهری است در اسپانیا دارای 103000 جمعیت که آن را فنیقیان بنیاد کردند و رومانیها آباد ساختند و آنگاه خلفای اموی اندلس آن را پایتخت خود قرار دادند. در روزگار آنان این شهر رو

معنی قرط

قرط. [ ق ُ ] (ع اِ) شعله ٔ آتش . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ). || نره ٔ خرد کودک . (منتهی الارب ). || الصرع علی القفا. (اقرب الموارد). || پستان . || آویزه ٔ اعلای گوش . (منتهی الارب ). ||

معنی قرط

قرط. [ ق ُ ] (اِخ ) شمشیر عبداﷲبن حجاج . (منتهی الارب ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter