مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی قرضوب


معنی قرضوب

قرضوب . [ ق ُ ] (ع ص ) شمشیر برّان . || دزد. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || دزد مسکین . ج ، قَراضِبة. || هرکه هرچه بیابد بخورد. (منتهی الارب ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد قرضوب اینجا را کلیک کنید

هم معنی قرضوب


ترجمه قرضوب


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه قرضوب



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی قرط

قرط. [ ق ُ ] (ع اِ) شعله ٔ آتش . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ). || نره ٔ خرد کودک . (منتهی الارب ). || الصرع علی القفا. (اقرب الموارد). || پستان . || آویزه ٔ اعلای گوش . (منتهی الارب ). ||

معنی قرضئة

قرضئة. [ ق ِ ض ِ ءَ ] (ع اِ) یکی قِرضی ٔ. (اقرب الموارد). رجوع به قرضی ٔ شود.

معنی قرضاب

قرضاب . [ ق ِ ] (ع ص ) آنکه چیز خشک خورد. || کسی است که هرچه بیند بخواهد، و از این جهت دزد را گویند. (اقرب الموارد) (اشتقاق ابن درید). دزد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || تیغ بران که استخوان بُرَد.

معنی قرطاسیة

قرطاسیة. [ ق ِ سی ی َ ] (ع ص ) سپید بی آمیغ. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). گویند: دابة قرطاسیة. (منتهی الارب ).

معنی قرضی

قرضی ٔ. [ق ِ ض ِءْ ] (ع اِ) درختی است از نوادر اشجار دشتی ، شکوفه اش زردتر از گل اسپرک است . (از اقرب الموارد).

معنی قرطال

قرطال . [ ق ِ ] (ع اِ) کواره . (بحر الجواهر). || کندوی زنبور عسل . (بحر الجواهر: کواره ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: