مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی قتات


معنی قتات

قتات . [ ق َت ْ تا ] (اِخ ) ابوبیعبن نعمان قتات کوفی از محدثان است . (سمعانی ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد قتات اینجا را کلیک کنید

هم معنی قتات


ترجمه قتات


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه قتات



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی قتادة

قتادة. [ ق َ دَ ] (اِخ ) ابن اوفی یا ابی اوفی تمیمی از صحابیان است . فرزندش ایاس بن قتاده از او حدیث کند و ابوجمره صنعی از فرزندش ایاس حدیث نقل مینماید ایاس قاضی ری بوده است . (الاستیعاب ج 2 ص 532).

معنی قتادی

قتادی . [ ق َ دی ی ] (اِخ ) اسبی بود مر خزرج را و این به قتاده منسوب نیست . (منتهی الارب ).

معنی قتات

قتات . [ ق ُ ] (اِخ ) موضعی است به یمن . (منتهی الارب ).

معنی قتات

قتات . [ ق َت ْ تا ] (اِخ ) محمدبن جعفربن حبیب بن اذهر مکنی به ابوعمر از محدثان است . وی از ابونعیم فضل بن دکین و احمدبن یونس و متحاب بن حرب و عبدالحمیدبن صالح روایت دارد. (انساب سمعانی ).

معنی قتادة

قتادة. [ ق َ دَ ] (اِخ ) ابن ملحان قیسی از صحابیان است . فرزندش عبدالملک بن قتادة از او حدیث نقل کند. گویند شعبه نام او را خطا کرده و گفته است منهال بن ملحان ، بخاری گوید: گفته ٔ همام درست تر از گفته

معنی قتاب

قتاب . [ ق َت ْ تا ] (ع ص ) فروشنده ٔ قتب و آن پالان شتر است . (سمعانی ). رجوع به قتب شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: