مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی قتات


معنی قتات

قتات . [ ق َت ْ تا ] (اِخ ) ابوبیعبن نعمان قتات کوفی از محدثان است . (سمعانی ).

معنی قتات- ترجمه قتات برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد قتات اینجا را کلیک کنید

هم معنی قتات


ترجمه قتات


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه قتات



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی قتات

قتات . [ ق َت ْ تا ] (اِخ ) محمدبن جعفربن حبیب بن اذهر مکنی به ابوعمر از محدثان است . وی از ابونعیم فضل بن دکین و احمدبن یونس و متحاب بن حرب و عبدالحمیدبن صالح روایت دارد. (انساب سمعانی ).

معنی قتادة

قتادة. [ ق َ دَ ] (اِخ ) نام اسب بکربن وائل و آن مادر ریم است . (منتهی الارب ).

معنی قتاب

قتاب . [ ق َت ْ تا ] (ع ص ) فروشنده ٔ قتب و آن پالان شتر است . (سمعانی ). رجوع به قتب شود.

معنی قتادیة

قتادیة. [ ق َ دی ی َ ] (ع ص نسبی ) ابل ٌ قَتادیّة؛ شتران قتادخوار. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد). رجوع به قتاد شود.

معنی قتادة

قتادة. [ ق َ دَ ] (اِخ ) ابن مسلم حنفی در بزرگواری و کرامت از مشهوران عرب است که به او در بخشش و جود مثل زده میشود. وی به غیث الضریک یا غیث الفقیر نامیده میشد ومیگفتند: «هو اقری من غیث الضریک ». (ذیل

معنی قت

قت . [ ق َت ت ] (ع مص ) بریدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ): قت ّ خشب ؛ برید آن را.(از ناظم الاطباء). قت ّ ثوب ؛ برید آن را. (از اقرب الموارد). || کم کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء): قت

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: