مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی قاسم


معنی قاسم

قاسم . [ س ِ ](اِخ ) ابن زید مؤدب ، مکنی به ابومحمد، از باب کوشک است . وی پس از سال 50 هَ . ق . وفات یافت . از بغدادیین روایت کند. (ذکر اخبار اصبهان چ لیدن ج 2 ص 163).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد قاسم اینجا را کلیک کنید

هم معنی قاسم

تخم‌کشی : m‌x‌o‌t[ e‌k‌قاسم تخم‌گیری


ترجمه قاسم

قاسم: Ghasem
قاسمعلی: Ghasem Ali
قاسم الصدر: mediastinum
ابوالقاسم: Abolghasem


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه قاسم


شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: