مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی قائفین


معنی قائفین

قائفین . [ ءِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ قائف .

معنی قائفین- ترجمه قائفین برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد قائفین اینجا را کلیک کنید

هم معنی قائفین


ترجمه قائفین


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه قائفین



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی قائد رحمه

قائد رحمه . [ ءِ رَ م َ ] (اِخ ) یکی از ایلات کرد ایران ، از طوائف پیشکوه است که در دهی به همین نام زندگی میکنند. (رجوع به ماده قبل شود).

معنی قائل

قائل . [ ءِ ] (ع ص ) گوینده . (منتهی الارب ). سخنگو. گفتگوکننده : لیک من اینک پریشان می تنم قائل این سامع این نک منم . (مثنوی ). نام تو میرفت و عارفان بشنیدند هر دو برقص آمدند سامع و قائل . سعدی

معنی قائم

قائم . [ ءِ ] (ع ص ) ایستاده . (منتهی الارب ). برخاسته . بپای . برپا. برپای : کانک قائم فیهم خطیباً و کلهم قیام للصلاة. (تاریخ بیهقی ص 192). || پابرجا و استوار: بر سبیل مناوبت دوهزار مرد بر درگاه

معنی قائلین

قائلین . [ ءِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ قائل است در حالت نصبی و جری . رجوع به قائل شود.

معنی قآب

قآب . [ ق َ آ ] (ع مص ) بسیار نوشیدن آب را و پر شدن . گویند قَئِب َ الرجل من الماء قاباً وقآباً؛ بسیار نوشید آب را و پر شد. (منتهی الارب ).

معنی قائل به تعدد آ...

قائل به تعدد آلهه . [ ءِ ل ِ ب ِ ت َ ع َدْ دُ دِ ل ِ هََ ] (ص مرکب ) مشرک . بت پرست .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: