مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی گوجه


معنی گوجه

گوجه . [ گ َ / گُو ج َ / ج ِ ] (اِ) قسمی از آلوچه ٔ بزرگ و آبدار. (ناظم الاطباء). از خانواده ٔ روزاسه ، پرونوس اسپینوزا . (جنگل شناسی کریم ساعی ج 2). آن را در کجور، آستارا و طوالش آلوچه ، درلاهیجان و دیلمان و رودسر الو و هلو ، در نور و آمل هلی و در گیلان خلی ، خولی یا خالودار مینامند. (جنگل شناسی کریم ساعی ج 1 ص 241). آلوچه ٔ درشت . گرجه . - گوجه ٔ برقانی ؛ آلوی برقانی . - گوجه ٔ پرپر ؛ پرونوس تریلوبا . - گوجه ٔ گیلانی ؛ پرونوس سیریاکا . (واژه نامه ٔگیاهی تألیف اسماعیل زاهدی ).

معنی گوجه- ترجمه گوجه برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد گوجه اینجا را کلیک کنید

هم معنی گوجه


ترجمه گوجه

گوجه فرنگی: tomato
گوجهفرنگی: tomato
گوجه: plum


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه گوجه



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی گوجک

گوجک . [ ج َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ترک شهرستان ملایر واقع در 27000 گزی شمال ملایر و 12000 گزی خاور شوسه ٔ ملایر به همدان . کوهستانی و معتدل مالاریایی و سکنه ٔ آن 249 تن است . آب آن از چشمه تأمین

معنی گوجکی

گوجکی . (اِخ ) دهی است از دهستان تبادکان بخش حومه وارداک شهرستان مشهد واقع در 36 هزارگزی شمال خاوری مشهد کنار راه شوسه ٔ عمومی مشهد به خور بالا و پایین . این ده در جلگه واقع و هوای آن معتدل است و 548

معنی گوتیه

گوتیه . [ گ ُ ی ِ ] (اِخ ) خاورشناس فرانسوی که کتاب «حی بن یقظان » ابن طفیل را منتشر کرد (1900 م .). وی کتاب «الفرق بین الدین و الفلسفة» ابن رشد را نیز ترجمه کرده است (1909).

معنی گوچهر

گوچهر. [ ](هندی ، اِ) گوکهروف . خارخسک (؟). (الفاظ الادویه ).

معنی گوجه قملاق

گوجه قملاق .[ گُو ج َ / ج ِ ق ُ ] (اِخ ) دهی است از بخش سراسکند شهرستان تبریز واقع در 10 هزارگزی جنوب سراسکند و 1 هزارگزی خط آهن مراغه به میانه . کوهستانی است و هوای آن معتدل و سکنه ٔ آن 343 تن است .

معنی گوچهر

گوچهر. [ چ ِ] (اِخ ) گوچیهر. نام یکی از پادشاهان بازرنگی پارس در قرن سوم م . ظاهراً این شخص از سلاله ٔ همان گوچیهر باشد که در قرن اول م . برادر خود «ارتخشتر»نام را به قتل آورد. در سالهای بعد از 212 م

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: